gototopgototop
آگهی
صفحه اصلی مقالات جهاد جهاد ربانی و ملزومات بنیادی ترجمه "العمدة فی اعداد العدة للجهاد فی سبیل الله" (شماره اول: مقدمه مترجم و مؤلف)
کلام ناب

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«اجر تمام اعمال زمانی که  صاحبش بمیرد، قطع می شود مگر مرابط در راه الله که عملش برایش زیاد می شود و رزقش تا روز قيامت به او داده می شود»

به روایت طبرانی

مقالات - جهاد

بسم الله الرحمن الرحیم [Image] [Image]

الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه..

عمل و تلاش برای تمکین و برپایی دین خداوند بر روی زمین و بازگردانی خلافت راشده، امری واجب و فرضیه ای انکار ناشدنی نزد هر مسلمان عالم به دین خداوند است. تنها راه برای رسیدن به این تمکین و خلافت و تنها راه بازگشت به عزت گذشته مسلمانان، جهاد در راه خداوند است. اما در زمانی که مسلمانان در ضعف و تفرق به سر می برند، چگونه باید فریضه جهاد را انجام دهند؟

پاسخ این سوال، فرموده ی خداوند تعالی مبنی بر آماده سازی نیرو و ساز و برگ نظامی است.
خداوند تعالی می فرماید: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) الانفال 6
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) آماده سازید.»

زیرا همان گونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه: می فرماید: «آنچـه كه واجب جز با آن تكمیل نمى گردد، آن چیز هم واجب مى شود.» پس انجام دادن فریضه ى جهاد با آمادگى براى آن تحقق مى پذیرد.
موضوع کتاب (العمدة فی اعداد العدة للجهاد فی سبیل الله) نوشته ی شیخ عبدالقادر عبدالعزیز فک الله اسره، در مورد نحوه انجام فریضه ی آمادگی نیرو برای جهاد در راه خداست.

این کتاب مرجعی گرانبها در زمینه مسائل مربوط به اعداد و جهاد در راه خدا، به ویژه در عصر حاضر است.
برادر بزرگوار احسان رضایی این کتاب را به زبان فارسی ترجمه نموده است که به اذن خداوند به صورت سلسله وار بر روی سایت قرار می گیرد. قبل از شروع اولین موضوع کتاب، خالی از فائده نیست که به مقدمه مترجم و مؤلف گرانقدر این کتاب نظر افکنیم.

 

مقدمه مترجم

الحمدلله رب العالمین و افضل الصلاة و أتم التسلیم على سیدنا و حبیبنا و اسوتنا و قائدنا محمد و على آله و صحبه اجمعین و من تبعهم بإحسان الى یوم الدین و بعد:

از جمله ى بهترین اعمال بعد از ایمان به خدا و رسولش، جهاد در راه خداوند متعال، و تلاش و مجاهدت در جهت برترى و سرافرازى آیین خدا و قوانین آسمانى است و این مجاهدت داراى درجات والایى در روز قیامت بوده كه هر كسى بنا بر اندازه ى توجه و عنایت و نیت و عملكردش نسبت به این فریضه، در پیشگاه خداوند متعال و در روزى كه مال و فرزند، سود بخش و فایده رسان نیست از آن منزلت و پاداش بهره مند خواهد بود.

در ادوار مختلف نوع نگاه انسان به مساله ى جهاد و بینش او نسبت به برپایى عَلَم آن، و فهم وقائع و حوادثى كه پیرامون او در حال انجام است، در جهش فكرى و خیزش عملى او تاثیر مستقیم و قابل ملاحظه اى دارد. و مادامی كه قلب انسان براى دین خدا و سرافرازى آن مى تپد، و فـكر او در جهت جهانى سـازى آن و رفـع شبهـاتى كه پیــرامونش وجود دارد مى كوشد، و رفتار و عملكرد او تصدیق كننده قلب و فكرش باشد، در چنین حالتى است آن عزت واقعى كه تنها در حیطه وصف مسلمان است، محقق مى شود.

سرورىِ مسلمانِ جسور، زمانى است كه تمامى اوصاف ایمانى كه در شرع مبین داراى تفاضل بوده را فهم كرده و در جهت عملی كردنِ آن سعى نماید. در غیر این صورت موجب ضلالت فكرى و انحراف در باورش می شودكه از نتایج آن وارونه فهمیدن دین خویش، و به تبع آن موجب خطا در رفتار و عملكرد غلط در برخورد با موضوع جهاد و متولیان آن می گردد.

در این كتاب مؤلف كوشش كرده با توجه به باورها و اندیشه هاى خویش نسبت به اوضاع اجتماعی و اعتقادى جوامع اسلامى كه در ذهن او تكوین پیدا كرده است، چگونگی آمادگى براى نبرد با دشمن را به رشته ى تحریر درآورده و در اختیار مجاهدین قرار دهد. و خوشبختانه توانسته است موفق عمل كند. مؤلف در این كتاب سعى در هدایت فكرى جوانان به سوى مساله ى آمادگى براى مقابله با دشمنان زورگو و مستبدان زمان دارد، آن ظالمانى كه حقوق مردمان را بسان پیاله ى شراب، مست كنان بالا كشیده و به آه-وناله ی ملتهاى دردمند و محروم كه صاحبان واقعى سرزمینهایشان و حقوق اولیه  در آن هستند، وقعى نمی-نهند بلكه علاوه بر آن، با کسانى كه به عنوان اعتراض، جویاى حقوق خویش بوده و سر انتقاد از وضع موجود بلند كرده اند، عنیدانه و به دور از كرامت انسانى بسان حیوانات، رفتار نموده و از بین می برند.

البته تنها سخن این نیست كه دشمن با مردمان سرزمینهاى اسلامى چگونه رفتار مى كند، بلكه سخن اساسی این است كه مسلمانى كه وظیفه ی رسیدن به كمالات اخلاقى و رفتارى در پرتو مبادی اسلام را به عهده دارد، و به تبع آن باید این كمالات را در واقع اجتماعى خویش و مردم جامعه عملی کند، چقدر توانسته به این وظیفه مقدس بندگی جامه ى عمل بپوشاند. زیرا دشمن، دشمن است و تا بوده نیز چنین بوده و توسعه طلبى و كشورگشایى فرهنگ دربارى حاكمان و طاغوتیان تاریخ بوده است و تا قیامت نیز چنین خواهد بود. اما آنچه بر عهده ى مؤمنین موحد نهاده شده این است كه آنگونه كه سزاوار است خداى خویش را پرستش كرده و در رشد و پرورش خویش بر منهاج و شیوه ى نبوى كمال كوشش را به کار گیرند، تا از شخصیتى ایستا به شخصیتی زنده و پویا تبدیل شوند.

رشد و توسعه ى اسلام زمانى محقق شد كه پیشنیان صالح ما با در دست گرفتن مشعل هدایت و سعادت كه پیش از آن در درون خودشان شعله ور كردند دیگر آدمیان این گیتى را بدان فراخواندند. اما از آنجا كه ظلم و استبداد این دشمنان دیرینه ی حق، مانع سنگین و همیشگی در رسیدن سعادت و رستگارى به مردمان سرزمینهای دیگر و دستیابى به حقوق اولیه آنان بود، جهاد مشروع گردید. تا بدینوسیله دیوارهاى پولادینى كه حقوق را از انسانها سلب می نمود، فرو ریزد و بندگان را از عبادت مخلوقات به عبادت پروردگار كائنات برساند و انسانها به آزادى حقه خویش كه همانا گسستن از بندگى و بردگى خواهشهاى نفسانى و هواهاى درونى و پیوستن به عبودیت و بندگى تنها خداوند معبود یگانه است، برساند.

این ترجمه در واقع ترجمه ى كتاب (العمدة فی اعداد العدة للجهاد فی سبیل الله) اثر شیخ عبدالقادر عبدالعزیز فک الله اسره است.

از خداوند متعال خواهانم كه مطالب این كتاب را مایه ی خیر و همبستگى و راهی روشن در مسیری گرداند كه با دعوت انبیاء شروع شده و تاكنون ادامه دارد و امیدوارم كه ترجمه ى هر چند ناقص این كتاب كه البته بنده ادعای كمال هم ندارم را مایه دفع فتنه و تفرق احتمالی بین برادران گرداند بلكه اضافه بر آن، خوانندگان عزیز را به تعمق و درایت در مطالبى كه مى خوانند دعوت مى كنم. باشد تا خداوند متعال ما را مشمول رحمت بیكران خویش فرموده و این كار كوچك و ناچیز را به درگاه خویش پذیرفته و قبول نماید.

احسان رضایی

مقدمه مؤلف

همانا حمد و سپاس از آنِ خداوند است، او را شكر و سپاس مى گوییم و از او استعانت مى جوییم و طلب آمرزش مى نماییم، و از شرارتهاى نفس خویش و زشتی کارهایمان بدو پناه مى بریم، كسی كه خداوند او را هدایت كند هیچ كسى نمى تواند او را گمراه سازد و آنكه خداوند او را گمراه نماید هیچ كسى نمى تواند او را هدایت كند. و گواهى مى دهم كه هیچ معبودى به حق نیست مگر الله و هیچ انباز و شریكى براى او نیست، و محمد بنده و فرستاده ى اوست.

(يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ) آل عمران 102
«ای كسانی كه ایمان آورده‌اید آنچنان كه باید از خدا ترسید، از خدا بترسید (و با انجام واجبات و دوری از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گیرید) و شما (سعی كنید غافل نباشید تا چون مرگتان در رسد) نمیرید مگر آن كه مسلمان باشید.»

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِیباً) النساء 1
«ای مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری كه شما را از یك انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت. و از (خشم) خدائی بپرهیزید كه همدیگر را بدو سوگند می‌دهید؛ و بپرهیزید از این كه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (و صله رحم را نادیده گیرید) زیرا كه بیگمان خداوند مراقب شما است (و كردار و رفتار شما از دیده او پنهان نمی‌ماند.)»

(يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً) الأحزاب 70 و 71
«ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگوئید در نتیجه خدا اعمالتان را بایسته می‌كند و گناهانتان را می‌بخشاید. و  هر كه از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری كند، قطعاً به پیروزی و كامیابی بزرگی دست می‌یابد.»    
اما بعد:

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيّات وَإِنَّمَا لكل امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْيَا يُصِیبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ ینْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ»  متفق علیه
«همـانـا اعمـال و كـردار به نیت بستگى دارد، و هركس از كردارش به اندازه ی نیتش اجر و ثواب مى برد، پس كسى كه هجرتش به مدینه، به سوى خدا و پیامبر بوده باشد، این هجرت به سوى خدا و پیامبر اوست، و هركس هجرتش به خاطر مال دنیا باشد و یا به خاطر زنی كه بخواهد با او ازدواج كند، اهمیت هجرتِ او برابر با همین قصد و همّت اوست.»

در رساله ى دوم از این سلسله كه رساله ى (دعوة التوحید) نامیده مى شود ذكر كردم كه توحید ربوبیت مقتضى آن است كه تنها خدا را در دستور و قانونگذارى به رسمیت بشناسیم همانطور كه توحید ربوبیت مقتضى یگانگى خدا در آفرینش است.
خداوند متعال مى فرماید: (أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ) الأعراف 54
«آگاه باشید كه تنها او می‌آفریند و تنها او فرمان می‌دهد.»

لازمه توحید الوهیت فرمانبردارى از دستورات الهى است. یعنی همان قانونى است كه توسط فرستادگانش فرستاد و آن را با فرستادن محمد صلی الله علیه و سلم خاتمه داد. و او را با شریعتى كامل و مفصل كه براى اصلاح دنیا و آخرت بندگان تا روز قیامت كفایت مى كند، برانگیخت.

خداوند متعال مى فرماید: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ) المائده 3
«امروز (احكام) دین شما را برایتان كامل كردم.»

و مى فرماید: (وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ) النحل 89
«و ما این كتاب را بر تو نازل كرده‌ایم كه بیانگر همه‌چیز (از امور مورد نیاز مردم) است.»

و مى فرماید: (وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ) الشوری 10
«در هر چیزی كه اختلاف داشته باشید، داوری آن به خدا واگذار می‌گردد.»

پس خداوند متعال چیزى را باقى نگذاشت مگر اینكه در مورد آن حكم صادر كرد كه به حكم و داورى دیگران نیازى نباشد.
كسی كه از حكم خداوند متعال به حكم غیر او عدول نماید همانا برای او شریك قائل شده است، چون خدا را یگانه آمر و داور ندانسته است.
خداوند متعال مى فرماید: (إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ) یوسف 40
«فرمانروائی از آنِ خداوند است و بس. خدا دستور داده است كه جز او را نپرستید.»

اما كسی كه این حق الهى محض را براى كسى از مخلوقات خدا قائل شود، در واقع براى خدا همانند و نظیر قرار داده است كه به استناد آیه ى زیر در كفر چنین شخصى تردیدى وجود ندارد.
خداوند متعال مى فرماید: (ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ) الأنعام 1
«سپس کسانی که کفر پیشه کردند برای پروردگار خویش همتا و شریک قائل شدند.»

اى برادر مسلمان اینجاست كه درك خواهى نمود كه قانونهاى بشرى اختراع شده مانند قوانین وضعى و دمكراسى و اشتراكى و غیره از گمراهی هایی هستند كه از جانب خدا دلیلى براى آنها نازل نشده است تمامى این ضلالتها كفر آشکار محسوب مى شوند، و نیز درك خواهى كرد كه احكام طواغیت - كه در بسیارى از كشورهاى اسلامى وجود دارند - بر این سبك و مقررات تشكیل یافته است و سركشى آشكار بر علیه الوهیت خداوند متعال نسبت به مخلوقاتش بر روى زمین است.

خداوند متعال مى فرماید: (وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِی الأَرْضِ إِلَهٌ) الزخرف 84
«خدا آن كسی است كه در آسمان معبود است و در زمین معبود.»
آن سركشى كه بر مسلمانان واجب مى گرداند كه براى دفاع از الوهیت پروردگارشان به پا خیزند، و این معناى نصرت و یارى خداوند متعال است.
خداوند تعالی می فرماید: (إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ) محمد 7
«اگر (دین) خدا را یاری كنید،  خدا شما را یاری می‌كند.»

شرعاً به این نصرت كردن و یارى دادن، جهاد در راه خدا اطلاق می گردد. همانا خداوند متعال از بندگانش بی نیاز است، خداوند تعالی در حدیثى قدسى مى فرماید: «یا عبادی إنكم لن تبلغوا ضری فتضرونی ولن تبلغوا نفعی فتنفعونی» [رواه مسلم عن أبی ذر مرفوعاً]
«ای بندگانم شما قدرت ضرر رساندن به من ندارید تا به من ضرر برسانید و همچنین شما قدرت نفع رساندن به من را ندارید تا به من نفع برسانید.»

خداوند متعال در این دنیا ما را به واسطه ى كافران مورد امتحان و آزمایش قرار داده است و به ما دستور داده است كه با آنها جهاد كرده و آنان را دفع كنیم. تا بدینوسیله خداوند متعال انسان صادق الایمان كه جهاد را بر مى گزیند از آنكه از جهاد دست مى كشد، معلوم گرداند.
(وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِیرًا) فرقان20
«ما برخی از شما را وسیله امتحان برخی دیگر كرده‌ایم آیا شكیبائی می‌ورزید، و خدای تو بیناست.»
و مى فرماید: (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِینَ) محمد 31
«ما همه شما را  قطعاً آزمایش می‌كنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما كیانند.»

با اینكه با قدرت خویش كه شكى در آن نیست قادر است كافرین را با «كن فیكون»  نابود كند، اما خداوند تعالی خواسته است تا صدق ایمان ما را معلوم گرداند.
همچنین مى فرماید: (ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) محمد 4
«اگر خدا می‌خواست خودش از آنان انتقام می‌گرفت. اما خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید.»
و مى فرماید: (وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنْ الْعَالَمِینَ) العنکبوت 6
«كسی كه تلاش و كوششی كند، در حقیقت برای خود تلاش و كوشش كرده است چرا كه خدا بی‌نیاز از جهانیان است.»

اینجا لازم است كه این سؤال در ذهنمان تداعى شود: چطور امكان دارد فریضه ى جهاد عملى شود در حالیكه ما در ضعف و تفرق و سرگردانى به سر مى بریم؟
جواب، گفته ى خداوند تعالی است: (وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) الانفال 46
«و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و كشمكش مكنید، (كه اگر كشمكش كنید) درمانده و ناتوان می‌شوید و شكوه و هیبت شما از میان می‌رود. شكیبائی كنید كه خدا با شكیبایان است.»
همچنین مى فرماید: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) الانفال 6
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) آماده سازید.»

ابن تیمیه: مى گوید: «همینطور واجب است كه با فراهم نمودن قدرت و اسبهاى ورزیده در وقتى كه عَلَمِ جهاد به سبب عجز و ناتوانى بر پا نیست، خویشتن را براى آن آماده نمود زیرا آنچه كه واجب جز با آن تكمیل نمى گردد آن چیز هم واجب مى شود.» [مجموع الفتاوى: 28/259]
پس جواب سؤال سابق، انجام دادن فریضه ى جهاد با آمادگى براى آن تحقق مى پذیرد، آن آمادگى كه خداوند تعالی آن را عامل جدایى بین مؤمن و منافق معرفى نموده است.

خداوند تعالی مى فرماید: (وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِیلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِینَ) التوبه 46
«اگر می‌خواستند (برای جهاد) بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌كردند  امّا خدا بیرون‌شدن و حركت‌كردن آنان را (به سوی میدان نبرد) نپسندید و ایشان را (از این كار) بازداشت. و بدیشان گفته شد: با نشستگان (عاجز و ناتوان، از قبیل: بیماران و پیران و كودكان و زنان، در خانه) بنشینید.»

فریضه ى آمادگى، موضوع این كتاب را تشكیل مى دهد. آمادگى براى جهاد با ایجاد جماعتی مسلمان شكل مى گیرد. همانگونه كه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:
«وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِی بِهِنَّ بِالْجَمَاعَةِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَالْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ» رواه أحمد
«و من شما را به پنج چیز كه پروردگارم مرا بدان امر كرده است دستور مى دهم: التزام به جماعت و گوش دادن و اطاعت کردن و هجرت و جهاد.»

پس راه جهاد با تشکیل جماعتی كه به وجوب جهاد معتقدند تكوین پیدا مى كند جماعتی که دیگران را به انجام این فریضه دعوت می کنند.
خداوند سبحانه تعالی می فرماید: (حَرِّضْ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ)  الانفال 65
«ای پیغمبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز»

و به بهترین وجه ممكن ابزار و امكانات لازم برای جهاد را تدارك مى بینند. آمادگى براى جهاد دو گونه است: آمادگى مادى وآمادگى ایمانى
اما آمادگى مادى؛ آمادگى در محور افقى (محور كمى) است كه داراى دو قسمت است؛ قسمت اول، قسمت شرعى است، یعنی تكوین جماعت و سیاست شرعى كه به اداره ى جماعت و ارتباط بین افراد آن برمی گردد. و قسمت دوم، قسمت فردى است كه به روشهای جنگى مربوط مى شود.
اما آمادگى ایمانى، آمادگى در محور عمودى (محور كیفى) است كه به تربیت این جماعت بر اصول شرعى استوار است و به كیفیت آماده كردن مجاهد از لحاظ ایمانى مربوط مى شود.
این كتـاب قسمت شرعى آمادگى مادى و قسمت عمده اى از آمادگى ایمانى را در بر مى گیرد.

تصنیف این كتاب همگام بود با اینكه عده اى از برادران فاضل– كسانى كه تمرین نظامى و جهاد عملى را انجام داده بودند – از بنده خواستند كه درباره ى بعضى مسائل سیاست شرعـى كه به ارتباط برادران با همدیگر در اردوگـاه هاى تمرین و میـادین جهــاد مربوط مى شود، كتابی بنویسم، بعد از استخاره از خداوند متعال، تصمیم گرفتم این كتاب را به شیوه اى نگارش كنم كه دو هدف را محقق سازد: هدف اول بحث در مورد مساله ی اعداد عده (آماده سازی نیرو) و هدف دوم نوشتن رساله ای برای پادگانهاى اسلامی آموزش نظامى بود. چون تمرین جزء اساسى از آمادگى محسوب مى شود. هدف اول را در خلال هدف دوم بیان كردم، و كتاب را به شیوه اى به رشته ى تحریر درآوردم كه مانند رساله ای شد براى پادگانهاى آموزش نظامى. و از خلال آن مساله ى آمادگى را به تفصیل بیان كردم به اعتبار اینكه پادگان تمرین، نمونه ى كوچكى براى فعالیت اسلامى گروهى بزرگ است، و ضوابط شرعى كه بر این پادگان قابل تطبیق است بر هر مجموعه ی اسلامى منطبق مى گردد.

این كتاب را بعد از مقدمه به پنج فصل تقسیم كرده ام كه عبارت اند از:
فصل اول: یادآورى در اخلاص و طلب ثواب
فصل دوم: حكم تمرینات نظامى مسلمانان
فصل سوم: امارت و فرماندهى
فصل چهارم: وظایف فرمانده
فصل پنجم: وظایف اعضاء

با نگاه به موضوعاتى كه در مورد آن سخن گفته ام این كتاب مشتمل بر مسائلى است كه عبارتند از:
مسائل مربوط به سیاست شرعى كه در واقع اساس كتاب را تشكیل مى دهد و در مورد ارتباط مسلمان (فرمانده یا سرباز) با برادرانش در فعالیتهاى اسلامى مى باشد.

مسائل متعلق به جهاد، كه البته هدف از آن این نیست كه تمامى احكام فقهى جهاد را در برگیرد بلكه خواستم به جایگاه جهاد در دین اشاره كنم و آنرا «معالم اساسیة فى الجهاد» نامیدم، علاوه بر آن بعضى مسائل متفرقه در مورد فقه جهاد را نیز ذكر كرده ام.

1- مسائل متعلق به ضوابط فهم دین حنیف اسلام، كه موضوع «اصول چنگ زدن به كتاب و سنت یا روش اهل سنت و جماعت» را ضمیمه ى آن كرده ام.

2- مسائلى كه به آداب اسلامى مربوط مى شود، مخصوصاً آنچه كه به ارتباط مسلمان با برادرانش تعلق دارد. چه بسـا این مسائل مستقل از هم به نظر آیند، اما در حقیقت یك هدف را دنبـال مى كنند و آن جهاد در راه خداوند متعال و انگیزه هاى آن، و آمادگى برای آن و مقصود و هدف از آن می باشد، و اینكه چگونه آن را از سوء استفاده  منافقین و آنانى كه راه رسیدن به خدا را قطع مى كنند، حفظ نماییم.

علاوه بر همه اینها مجبور شدم براى رد بر بعضى شبهاتى كه به موضوع ما مربوط بود از اصل موضوع منحرف شوم و براى این امر بر شبهاتى كه از محافل و مجامع اسلامى صادر مى شد، تاكید كردم چراكه به نظر من این شبهات براى مسلمانان خطرناك تر از شبهاتى است كه از مستشرقین غیرمسلمان صادر مى-شود. به اضافه ی اینكه بعضى از نویسندگان گرانقدر شبهات مستشرقین و دانش آموزانشان را پاسخ داده اند. همچنین در برخی موضوعات به تفصیل سخن گفته ام، چون خواستم این كتاب داراى هدف تعلیمى براى برادران مسلمان باشد.

در حد توان خود را ملتزم کردم كه هیچ قول و حكمى را ذكر نكنم مگر آنكه همراه با دلایل شرعى آن، از كتاب و سنت باشد. تا این روش و منهج به طور خصوص در نفوس آنانى كه براى نصرت و یارى دین خدا كار مى كنند و به طور عموم در نفوس همه ى مسلمانان رسوخ پیدا كند. و آن هم اینكه هیچ قولى را از كسى قبول نكنند، مگر با دلایل شرعى آن، زیرا ما خداوند را بر اسـاس گفته ى او و كلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم عبادت مى كنیم.

خداوند متعال مى فرماید: (وَمَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِینٌ) النساء 13 و 14
«هركس از خدا و پیغمبرش اطاعت كند، خدا او را به باغهای (بهشت) وارد می‌كند كه در آنها رودبارها روان است و (چنین كسانی) جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است. و آن كس كه از خدا و پیغمبرش نافرمانی كند و از مرزهای (قوانین) خدا درگذرد، خداوند او را به آتش (عظیم دوزخ) وارد می‌گرداند كه جاودانه در آن می‌ماند و (علاوه بر آن) او را عذاب خواركننده‌ای است.»

و عصمت تنها در کلام خداوند و کلام رسولش صلی الله علیه و سلم است. زیرا خداوند متعال هنگام نزاع و كشمكش بین بندگان، وسیله رفع اختلاف را برگشت به سخن خویش و رسولش صلی الله علیه و سلم اعلام نموده است، پس عصمت در گفتارى غیر از سخن خدا و رسولش صلی الله علیه و سلم وجود ندارد.

خداوند متعال مى فرماید: (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ) النساء 59
«پس اگر در چیزی اختلاف داشتید (و در امری از امور كشمكش پیدا كردید) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنّت نبوی) برگردانید.»

پس هیچ سخنى در دین خدا از كسى مورد قبول نیست مگر اینكه مستند به نص كتاب خدا یا سنت نبىّ اكرم یا اجماع معتبر و یا قیاس صحیح باشد، تا اینكه مسلمانان در دام راهزنانى كه به نام دعوت بسوى خداوند متعال راه رسیدن به خداوند متعال را قطع مى كنند، نیفتند.

بنده اقدام به انتشار سلسله كتابهایى تحت عنوان (سلسلة دعوة التوحید) نمودم و این كتاب را یكى از حلقه هاى این سلسله قرار دادم، و سزاوار است كه این كتاب چنین باشد، چرا که جهاد براى نشر دعوت توحید و نصرت و حمایت از آن مشروع شده است، مگر رسول اكرم صلی الله علیه و سلم نفرموده است: «أُمِرْتُ أن أقاتل الناس حتى یشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله...» متفق علیه
«به من دستور داده شده است تا با مردمان بجنگم تا اینكه گواهى بدهند كه هیچ معبودى به حق نیست مگر الله  و محمد فرستاده خداوند است.»

همچنین فرموده است: «بُعِثْتُ بالسیف بین یدی الساعة حتى یعبد الله وحده لا شریك له» رواه احمد
«قبل از فرا رسیدن قیامت با شمشیر برانگیخته شده ام تا اینكه خدا به تنهایى و بدون انباز پرستش شود.»

پس هدف و مقصد، توحید است و جهاد یكى از وسایل محقق ساختن آن است. اینجا لازم است كه توجه خوانندگان را به این نکته معطوف دارم كه در این كتاب، بنده براى استدلال به بعضى احادیث، بخشی از حدیث را آورده ام، آن هم بنابر مذهب كسانى مانند امام بخارى و دیگران بود، كه آنرا جایز دانسته اند.

این كتاب را براى طلب ثواب از خدا به امید قبولى و پاداش نوشته ام و خداوند تمامى كسانى را كه در نشر آن سهیم هستند جزاى خیر دهد. آمین.


نوشته ای از روی ایمان و به امید پاداش
عبدالقادر عبدالعزیز



مؤلف: شیخ عبدالقادر عبدالعزیز فک الله اسره
مترجم:  احسان رضایی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه..

عمل و تلاش برای تمکین و برپایی دین خداوند بر روی زمین و بازگردانی خلافت راشده، امری واجب و فرضیه ای انکار ناشدنی نزد هر مسلمان عالم به دین خداوند است. تنها راه برای رسیدن به این تمکین و خلافت و تنها راه بازگشت به عزت گذشته مسلمانان، جهاد در راه خداوند است. اما در زمانی که مسلمانان در ضعف و تفرق به سر می برند، چگونه باید فریضه جهاد را انجام دهند؟

پاسخ این سوال، فرموده ی خداوند تعالی مبنی بر آماده سازی نیرو و ساز و برگ نظامی است.
خداوند تعالی می فرماید: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) الانفال 6
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) آماده سازید.»

زیرا همان گونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه: می فرماید: «آنچـه كه واجب جز با آن تكمیل نمى گردد، آن چیز هم واجب مى شود.» پس انجام دادن فریضه ى جهاد با آمادگى براى آن تحقق مى پذیرد.
موضوع کتاب (العمدة فی اعداد العدة للجهاد فی سبیل الله) نوشته ی شیخ عبدالقادر عبدالعزیز فک الله اسره، در مورد نحوه انجام فریضه ی آمادگی نیرو برای جهاد در راه خداست.

این کتاب مرجعی گرانبها در زمینه مسائل مربوط به اعداد و جهاد در راه خدا، به ویژه در عصر حاضر است.
برادر بزرگوار احسان رضایی این کتاب را به زبان فارسی ترجمه نموده است که به اذن خداوند به صورت سلسله وار بر روی سایت قرار می گیرد. قبل از شروع اولین موضوع کتاب، خالی از لطف نیست که به مقدمه مترجم و مؤلف گرانقدر این کتاب نظر افکنیم.

مقدمه مترجم

الحمدلله رب العالمین و افضل الصلاة و أتم التسلیم على سیدنا و حبیبنا و اسوتنا و قائدنا محمد و على آله و صحبه اجمعین و من تبعهم بإحسان الى یوم الدین و بعد:

از جمله ى بهترین اعمال بعد از ایمان به خدا و رسولش، جهاد در راه خداوند متعال، و تلاش و مجاهدت در جهت برترى و سرافرازى آیین خدا و قوانین آسمانى است و این مجاهدت داراى درجات والایى در روز قیامت بوده كه هر كسى بنا بر اندازه ى توجه و عنایت و نیت و عملكردش نسبت به این فریضه، در پیشگاه خداوند متعال و در روزى كه مال و فرزند، سود بخش و فایده رسان نیست از آن منزلت و پاداش بهره مند خواهد بود.

در ادوار مختلف نوع نگاه انسان به مساله ى جهاد و بینش او نسبت به برپایى عَلَم آن، و فهم وقائع و حوادثى كه پیرامون او در حال انجام است، در جهش فكرى و خیزش عملى او تاثیر مستقیم و قابل ملاحظه اى دارد. و مادامی كه قلب انسان براى دین خدا و سرافرازى آن مى تپد، و فـكر او در جهت جهانى سـازى آن و رفـع شبهـاتى كه پیــرامونش وجود دارد مى كوشد، و رفتار و عملكرد او تصدیق كننده قلب و فكرش باشد، در چنین حالتى است آن عزت واقعى كه تنها در حیطه وصف مسلمان است، محقق مى شود.

سرورىِ مسلمانِ جسور، زمانى است كه تمامى اوصاف ایمانى كه در شرع مبین داراى تفاضل بوده را فهم كرده و در جهت عملی كردنِ آن سعى نماید. در غیر این صورت موجب ضلالت فكرى و انحراف در باورش می شودكه از نتایج آن وارونه فهمیدن دین خویش، و به تبع آن موجب خطا در رفتار و عملكرد غلط در برخورد با موضوع جهاد و متولیان آن می گردد.

در این كتاب مؤلف كوشش كرده با توجه به باورها و اندیشه هاى خویش نسبت به اوضاع اجتماعی و اعتقادى جوامع اسلامى كه در ذهن او تكوین پیدا كرده است، چگونگی آمادگى براى نبرد با دشمن را به رشته ى تحریر درآورده و در اختیار مجاهدین قرار دهد. و خوشبختانه توانسته است موفق عمل كند. مؤلف در این كتاب سعى در هدایت فكرى جوانان به سوى مساله ى آمادگى براى مقابله با دشمنان زورگو و مستبدان زمان دارد، آن ظالمانى كه حقوق مردمان را بسان پیاله ى شراب، مست كنان بالا كشیده و به آه-وناله ی ملتهاى دردمند و محروم كه صاحبان واقعى سرزمینهایشان و حقوق اولیه  در آن هستند، وقعى نمی-نهند بلكه علاوه بر آن، با کسانى كه به عنوان اعتراض، جویاى حقوق خویش بوده و سر انتقاد از وضع موجود بلند كرده اند، عنیدانه و به دور از كرامت انسانى بسان حیوانات، رفتار نموده و از بین می برند.

البته تنها سخن این نیست كه دشمن با مردمان سرزمینهاى اسلامى چگونه رفتار مى كند، بلكه سخن اساسی این است كه مسلمانى كه وظیفه ی رسیدن به كمالات اخلاقى و رفتارى در پرتو مبادی اسلام را به عهده دارد، و به تبع آن باید این كمالات را در واقع اجتماعى خویش و مردم جامعه عملی کند، چقدر توانسته به این وظیفه مقدس بندگی جامه ى عمل بپوشاند. زیرا دشمن، دشمن است و تا بوده نیز چنین بوده و توسعه طلبى و كشورگشایى فرهنگ دربارى حاكمان و طاغوتیان تاریخ بوده است و تا قیامت نیز چنین خواهد بود. اما آنچه بر عهده ى مؤمنین موحد نهاده شده این است كه آنگونه كه سزاوار است خداى خویش را پرستش كرده و در رشد و پرورش خویش بر منهاج و شیوه ى نبوى كمال كوشش را به کار گیرند، تا از شخصیتى ایستا به شخصیتی زنده و پویا تبدیل شوند.

رشد و توسعه ى اسلام زمانى محقق شد كه پیشنیان صالح ما با در دست گرفتن مشعل هدایت و سعادت كه پیش از آن در درون خودشان شعله ور كردند دیگر آدمیان این گیتى را بدان فراخواندند. اما از آنجا كه ظلم و استبداد این دشمنان دیرینه ی حق، مانع سنگین و همیشگی در رسیدن سعادت و رستگارى به مردمان سرزمینهای دیگر و دستیابى به حقوق اولیه آنان بود، جهاد مشروع گردید. تا بدینوسیله دیوارهاى پولادینى كه حقوق را از انسانها سلب می نمود، فرو ریزد و بندگان را از عبادت مخلوقات به عبادت پروردگار كائنات برساند و انسانها به آزادى حقه خویش كه همانا گسستن از بندگى و بردگى خواهشهاى نفسانى و هواهاى درونى و پیوستن به عبودیت و بندگى تنها خداوند معبود یگانه است، برساند.

این ترجمه در واقع ترجمه ى كتاب (العمدة فی اعداد العدة للجهاد فی سبیل الله) اثر شیخ عبدالقادر عبدالعزیز فک الله اسره است.  
از خداوند متعال خواهانم كه مطالب این كتاب را مایه ی خیر و همبستگى و راهی روشن در مسیری گرداند كه با دعوت انبیاء شروع شده و تاكنون ادامه دارد و امیدوارم كه ترجمه ى هر چند ناقص این كتاب كه البته بنده ادعای كمال هم ندارم را مایه دفع فتنه و تفرق احتمالی بین برادران گرداند بلكه اضافه بر آن، خوانندگان عزیز را به تعمق و درایت در مطالبى كه مى خوانند دعوت مى كنم. باشد تا خداوند متعال ما را مشمول رحمت بیكران خویش فرموده و این كار كوچك و ناچیز را به درگاه خویش پذیرفته و قبول نماید.  

احسان رضایی

مقدمه مؤلف

همانا حمد و سپاس از آنِ خداوند است، او را شكر و سپاس مى گوییم و از او استعانت مى جوییم و طلب آمرزش مى نماییم، و از شرارتهاى نفس خویش و زشتی کارهایمان بدو پناه مى بریم، كسی كه خداوند او را هدایت كند هیچ كسى نمى تواند او را گمراه سازد و آنكه خداوند او را گمراه نماید هیچ كسى نمى تواند او را هدایت كند. و گواهى مى دهم كه هیچ معبودى به حق نیست مگر الله و هیچ انباز و شریكى براى او نیست، و محمد بنده و فرستاده ى اوست.

(يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ) آل عمران 102
«ای كسانی كه ایمان آورده‌اید آنچنان كه باید از خدا ترسید، از خدا بترسید (و با انجام واجبات و دوری از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گیرید) و شما (سعی كنید غافل نباشید تا چون مرگتان در رسد) نمیرید مگر آن كه مسلمان باشید.»

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِیباً) النساء 1
«ای مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری كه شما را از یك انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت. و از (خشم) خدائی بپرهیزید كه همدیگر را بدو سوگند می‌دهید؛ و بپرهیزید از این كه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (و صله رحم را نادیده گیرید) زیرا كه بیگمان خداوند مراقب شما است (و كردار و رفتار شما از دیده او پنهان نمی‌ماند.)»

(يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً) الأحزاب 70 و 71
«ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگوئید در نتیجه خدا اعمالتان را بایسته می‌كند و گناهانتان را می‌بخشاید. و  هر كه از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری كند، قطعاً به پیروزی و كامیابی بزرگی دست می‌یابد.»    
اما بعد:

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيّات وَإِنَّمَا لكل امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْيَا يُصِیبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ ینْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ»  متفق علیه
«همـانـا اعمـال و كـردار به نیت بستگى دارد، و هركس از كردارش به اندازه ی نیتش اجر و ثواب مى برد، پس كسى كه هجرتش به مدینه، به سوى خدا و پیامبر بوده باشد، این هجرت به سوى خدا و پیامبر اوست، و هركس هجرتش به خاطر مال دنیا باشد و یا به خاطر زنی كه بخواهد با او ازدواج كند، اهمیت هجرتِ او برابر با همین قصد و همّت اوست.»

در رساله ى دوم از این سلسله كه رساله ى (دعوة التوحید) نامیده مى شود ذكر كردم كه توحید ربوبیت مقتضى آن است كه تنها خدا را در دستور و قانونگذارى به رسمیت بشناسیم همانطور كه توحید ربوبیت مقتضى یگانگى خدا در آفرینش است.
خداوند متعال مى فرماید: (أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ) الأعراف 54
«آگاه باشید كه تنها او می‌آفریند و تنها او فرمان می‌دهد.»

لازمه توحید الوهیت فرمانبردارى از دستورات الهى است. یعنی همان قانونى است كه توسط فرستادگانش فرستاد و آن را با فرستادن محمد صلی الله علیه و سلم خاتمه داد. و او را با شریعتى كامل و مفصل كه براى اصلاح دنیا و آخرت بندگان تا روز قیامت كفایت مى كند، برانگیخت.
خداوند متعال مى فرماید: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ) المائده 3
«امروز (احكام) دین شما را برایتان كامل كردم.»

و مى فرماید: (وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ) النحل 89
«و ما این كتاب را بر تو نازل كرده‌ایم كه بیانگر همه‌چیز (از امور مورد نیاز مردم) است.»
و مى فرماید: (وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ) الشوری 10
«در هر چیزی كه اختلاف داشته باشید، داوری آن به خدا واگذار می‌گردد.»

پس خداوند متعال چیزى را باقى نگذاشت مگر اینكه در مورد آن حكم صادر كرد كه به حكم و داورى دیگران نیازى نباشد.
كسی كه از حكم خداوند متعال به حكم غیر او عدول نماید همانا برای او شریك قائل شده است، چون خدا را یگانه آمر و داور ندانسته است.
خداوند متعال مى فرماید: (إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ) یوسف 40
«فرمانروائی از آنِ خداوند است و بس. خدا دستور داده است كه جز او را نپرستید.»

اما كسی كه این حق الهى محض را براى كسى از مخلوقات خدا قائل شود، در واقع براى خدا همانند و نظیر قرار داده است كه به استناد آیه ى زیر در كفر چنین شخصى تردیدى وجود ندارد.
خداوند متعال مى فرماید: (ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ) الأنعام 1
«سپس کسانی که کفر پیشه کردند برای پروردگار خویش همتا و شریک قائل شدند.»

اى برادر مسلمان اینجاست كه درك خواهى نمود كه قانونهاى بشرى اختراع شده مانند قوانین وضعى و دمكراسى و اشتراكى و غیره از گمراهی هایی هستند كه از جانب خدا دلیلى براى آنها نازل نشده است تمامى این ضلالتها كفر آشکار محسوب مى شوند، و نیز درك خواهى كرد كه احكام طواغیت - كه در بسیارى از كشورهاى اسلامى وجود دارند - بر این سبك و مقررات تشكیل یافته است و سركشى آشكار بر علیه الوهیت خداوند متعال نسبت به مخلوقاتش بر روى زمین است.

خداوند متعال مى فرماید: (وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِی الأَرْضِ إِلَهٌ) الزخرف 84
«خدا آن كسی است كه در آسمان معبود است و در زمین معبود.»
آن سركشى كه بر مسلمانان واجب مى گرداند كه براى دفاع از الوهیت پروردگارشان به پا خیزند، و این معناى نصرت و یارى خداوند متعال است.
خداوند تعالی می فرماید: (إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ) محمد 7
«اگر (دین) خدا را یاری كنید،  خدا شما را یاری می‌كند.»

شرعاً به این نصرت كردن و یارى دادن، جهاد در راه خدا اطلاق می گردد. همانا خداوند متعال از بندگانش بی نیاز است، خداوند تعالی در حدیثى قدسى مى فرماید: «یا عبادی إنكم لن تبلغوا ضری فتضرونی ولن تبلغوا نفعی فتنفعونی» [رواه مسلم عن أبی ذر مرفوعاً]
«ای بندگانم شما قدرت ضرر رساندن به من ندارید تا به من ضرر برسانید و همچنین شما قدرت نفع رساندن به من را ندارید تا به من نفع برسانید.»

خداوند متعال در این دنیا ما را به واسطه ى كافران مورد امتحان و آزمایش قرار داده است و به ما دستور داده است كه با آنها جهاد كرده و آنان را دفع كنیم. تا بدینوسیله خداوند متعال انسان صادق الایمان كه جهاد را بر مى گزیند از آنكه از جهاد دست مى كشد، معلوم گرداند.
(وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِیرًا) فرقان20
«ما برخی از شما را وسیله امتحان برخی دیگر كرده‌ایم آیا شكیبائی می‌ورزید، و خدای تو بیناست.»
و مى فرماید: (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِینَ) محمد 31
«ما همه شما را  قطعاً آزمایش می‌كنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما كیانند.»

با اینكه با قدرت خویش كه شكى در آن نیست قادر است كافرین را با «كن فیكون»  نابود كند، اما خداوند تعالی خواسته است تا صدق ایمان ما را معلوم گرداند.
همچنین مى فرماید: (ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ) محمد 4
«اگر خدا می‌خواست خودش از آنان انتقام می‌گرفت. اما خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید.»
و مى فرماید: (وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنْ الْعَالَمِینَ) العنکبوت 6
«كسی كه تلاش و كوششی كند، در حقیقت برای خود تلاش و كوشش كرده است چرا كه خدا بی‌نیاز از جهانیان است.»

اینجا لازم است كه این سؤال در ذهنمان تداعى شود: چطور امكان دارد فریضه ى جهاد عملى شود در حالیكه ما در ضعف و تفرق و سرگردانى به سر مى بریم؟
جواب، گفته ى خداوند تعالی است: (وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) الانفال 46
«و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و كشمكش مكنید، (كه اگر كشمكش كنید) درمانده و ناتوان می‌شوید و شكوه و هیبت شما از میان می‌رود. شكیبائی كنید كه خدا با شكیبایان است.»
همچنین مى فرماید: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) الانفال 6
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجا كه می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) آماده سازید.»

ابن تیمیه: مى گوید: «همینطور واجب است كه با فراهم نمودن قدرت و اسبهاى ورزیده در وقتى كه عَلَمِ جهاد به سبب عجز و ناتوانى بر پا نیست، خویشتن را براى آن آماده نمود زیرا آنچه كه واجب جز با آن تكمیل نمى گردد آن چیز هم واجب مى شود.» [مجموع الفتاوى: 28/259]
پس جواب سؤال سابق، انجام دادن فریضه ى جهاد با آمادگى براى آن تحقق مى پذیرد، آن آمادگى كه خداوند تعالی آن را عامل جدایى بین مؤمن و منافق معرفى نموده است.

خداوند تعالی مى فرماید: (وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِیلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِینَ) التوبه 46
«اگر می‌خواستند (برای جهاد) بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌كردند  امّا خدا بیرون‌شدن و حركت‌كردن آنان را (به سوی میدان نبرد) نپسندید و ایشان را (از این كار) بازداشت. و بدیشان گفته شد: با نشستگان (عاجز و ناتوان، از قبیل: بیماران و پیران و كودكان و زنان، در خانه) بنشینید.»

فریضه ى آمادگى، موضوع این كتاب را تشكیل مى دهد. آمادگى براى جهاد با ایجاد جماعتی مسلمان شكل مى گیرد. همانگونه كه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:
«وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِی بِهِنَّ بِالْجَمَاعَةِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَالْهِجْرَةِ وَالْجِهَادِ» رواه أحمد
«و من شما را به پنج چیز كه پروردگارم بدان امر كرده است دستور مى دهم: به التزام به جماعت و گوش دادن و اطاعت کردن و هجرت و جهاد.»

پس راه جهاد با تشکیل جماعتی كه به وجوب جهاد معتقدند تكوین پیدا مى كند جماعتی که دیگران را به انجام این فریضه دعوت می کنند.
خداوند سبحانه تعالی می فرماید: (حَرِّضْ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ)  الانفال 65
«ای پیغمبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز»

و به بهترین وجه ممكن ابزار و امكانات لازم برای جهاد را تدارك مى بینند. آمادگى براى جهاد دو گونه است: آمادگى مادى وآمادگى ایمانى
اما آمادگى مادى؛ آمادگى در محور افقى (محور كمى) است كه داراى دو قسمت است؛ قسمت اول، قسمت شرعى است، یعنی تكوین جماعت و سیاست شرعى كه به اداره ى جماعت و ارتباط بین افراد آن برمی گردد. و قسمت دوم، قسمت فردى است كه به روشهای جنگى مربوط مى شود.
اما آمادگى ایمانى، آمادگى در محور عمودى (محور كیفى) است كه به تربیت این جماعت بر اصول شرعى استوار است و به كیفیت آماده كردن مجاهد از لحاظ ایمانى مربوط مى شود.
این كتـاب قسمت شرعى آمادگى مادى و قسمت عمده اى از آمادگى ایمانى را در بر مى گیرد.

تصنیف این كتاب همگام بود با اینكه عده اى از برادران فاضل– كسانى كه تمرین نظامى و جهاد عملى را انجام داده بودند – از بنده خواستند كه درباره ى بعضى مسائل سیاست شرعـى كه به ارتباط برادران با همدیگر در اردوگـاه هاى تمرین و میـادین جهــاد مربوط مى شود، كتابی بنویسم، بعد از استخاره از خداوند متعال، تصمیم گرفتم این كتاب را به شیوه اى نگارش كنم كه دو هدف را محقق سازد: هدف اول بحث در مورد مساله ی اعداد عده (آماده سازی نیرو) و هدف دوم نوشتن رساله ای برای پادگانهاى اسلامی آموزش نظامى بود. چون تمرین جزء اساسى از آمادگى محسوب مى شود. هدف اول را در خلال هدف دوم بیان كردم، و كتاب را به شیوه اى به رشته ى تحریر درآوردم كه مانند رساله ای شد براى پادگانهاى آموزش نظامى. و از خلال آن مساله ى آمادگى را به تفصیل بیان كردم به اعتبار اینكه پادگان تمرین، نمونه ى كوچكى براى فعالیت اسلامى گروهى بزرگ است، و ضوابط شرعى كه بر این پادگان قابل تطبیق است بر هر مجموعه ی اسلامى منطبق مى گردد.

این كتاب را بعد از مقدمه به پنج فصل تقسیم كرده ام كه عبارت اند از:
فصل اول: یادآورى در اخلاص و طلب ثواب
فصل دوم: حكم تمرینات نظامى مسلمانان
فصل سوم: امارت و فرماندهى
فصل چهارم: وظایف فرمانده
فصل پنجم: وظایف اعضاء

با نگاه به موضوعاتى كه در مورد آن سخن گفته ام این كتاب مشتمل بر مسائلى است كه عبارتند از:
مسائل مربوط به سیاست شرعى كه در واقع اساس كتاب را تشكیل مى دهد و در مورد ارتباط مسلمان (فرمانده یا سرباز) با برادرانش در فعالیتهاى اسلامى مى باشد.

مسائل متعلق به جهاد، كه البته هدف از آن این نیست كه تمامى احكام فقهى جهاد را در برگیرد بلكه خواستم به جایگاه جهاد در دین اشاره كنم و آنرا «معالم اساسیة فى الجهاد» نامیدم، علاوه بر آن بعضى مسائل متفرقه در مورد فقه جهاد را نیز ذكر كرده ام.

1- مسائل متعلق به ضوابط فهم دین حنیف اسلام، كه موضوع «اصول چنگ زدن به كتاب و سنت یا روش اهل سنت و جماعت» را ضمیمه ى آن كرده ام.

2- مسائلى كه به آداب اسلامى مربوط مى شود، مخصوصاً آنچه كه به ارتباط مسلمان با برادرانش تعلق دارد. چه بسـا این مسائل مستقل از هم به نظر آیند، اما در حقیقت یك هدف را دنبـال مى كنند و آن جهاد در راه خداوند متعال و انگیزه هاى آن، و آمادگى برای آن و مقصود و هدف از آن می باشد، و اینكه چگونه آن را از سوء استفاده  منافقین و آنانى كه راه رسیدن به خدا را قطع مى كنند، حفظ نماییم.

علاوه بر همه اینها مجبور شدم براى رد بر بعضى شبهاتى كه به موضوع ما مربوط بود از اصل موضوع منحرف شوم و براى این امر بر شبهاتى كه از محافل و مجامع اسلامى صادر مى شد، تاكید كردم چراكه به نظر من این شبهات براى مسلمانان خطرناك تر از شبهاتى است كه از مستشرقین غیرمسلمان صادر مى-شود. به اضافه ی اینكه بعضى از نویسندگان گرانقدر شبهات مستشرقین و دانش آموزانشان را پاسخ داده اند. همچنین در برخی موضوعات به تفصیل سخن گفته ام، چون خواستم این كتاب داراى هدف تعلیمى براى برادران مسلمان باشد.

در حد توان خود را ملتزم کردم كه هیچ قول و حكمى را ذكر نكنم مگر آنكه همراه با دلایل شرعى آن، از كتاب و سنت باشد. تا این روش و منهج به طور خصوص در نفوس آنانى كه براى نصرت و یارى دین خدا كار مى كنند و به طور عموم در نفوس همه ى مسلمانان رسوخ پیدا كند. و آن هم اینكه هیچ قولى را از كسى قبول نكنند، مگر با دلایل شرعى آن، زیرا ما خداوند را بر اسـاس گفته ى او و كلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم عبادت مى كنیم.

خداوند متعال مى فرماید: (وَمَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِینٌ) النساء 13 و 14
«هركس از خدا و پیغمبرش اطاعت كند، خدا او را به باغهای (بهشت) وارد می‌كند كه در آنها رودبارها روان است و (چنین كسانی) جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است. و آن كس كه از خدا و پیغمبرش نافرمانی كند و از مرزهای (قوانین) خدا درگذرد، خداوند او را به آتش (عظیم دوزخ) وارد می‌گرداند كه جاودانه در آن می‌ماند و (علاوه بر آن) او را عذاب خواركننده‌ای است.»

و عصمت تنها در کلام خداوند و کلام رسولش صلی الله علیه و سلم است. زیرا خداوند متعال هنگام نزاع و كشمكش بین بندگان، وسیله رفع اختلاف را برگشت به سخن خویش و رسولش صلی الله علیه و سلم اعلام نموده است، پس عصمت در گفتارى غیر از سخن خدا و رسولش صلی الله علیه و سلم وجود ندارد.

خداوند متعال مى فرماید: (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ) النساء 59
«پس اگر در چیزی اختلاف داشتید (و در امری از امور كشمكش پیدا كردید) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنّت نبوی) برگردانید.»

پس هیچ سخنى در دین خدا از كسى مورد قبول نیست مگر اینكه مستند به نص كتاب خدا یا سنت نبىّ اكرم یا اجماع معتبر و یا قیاس صحیح باشد، تا اینكه مسلمانان در دام راهزنانى كه به نام دعوت بسوى خداوند متعال راه رسیدن به خداوند متعال را قطع مى كنند، نیفتند.

بنده اقدام به انتشار سلسله كتابهایى تحت عنوان (سلسلة دعوة التوحید) نمودم و این كتاب را یكى از حلقه هاى این سلسله قرار دادم، و سزاوار است كه این كتاب چنین باشد، چرا که جهاد براى نشر دعوت توحید و نصرت و حمایت از آن مشروع شده است، مگر رسول اكرم صلی الله علیه و سلم نفرموده است: «أُمِرْتُ أن أقاتل الناس حتى یشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله...» متفق علیه
«به من دستور داده شده است تا با مردمان بجنگم تا اینكه گواهى بدهند كه هیچ معبودى به حق نیست مگر الله  و محمد فرستاده خداوند است.»

همچنین فرموده است: «بُعِثْتُ بالسیف بین یدی الساعة حتى یعبد الله وحده لا شریك له» رواه احمد
«قبل از فرا رسیدن قیامت با شمشیر برانگیخته شده ام تا اینكه خدا به تنهایى و بدون انباز پرستش شود.»

پس هدف و مقصد، توحید است و جهاد یكى از وسایل محقق ساختن آن است. اینجا لازم است كه توجه خوانندگان را به این نکته معطوف دارم كه در این كتاب، بنده براى استدلال به بعضى احادیث، بخشی از حدیث را آورده ام، آن هم بنابر مذهب كسانى مانند امام بخارى و دیگران بود، كه آنرا جایز دانسته اند.

این كتاب را براى طلب ثواب از خدا به امید قبولى و پاداش نوشته ام و خداوند تمامى كسانى را كه در نشر آن سهیم هستند جزاى خیر دهد. آمین.
نوشته ای از روی ایمان و به امید پاداش
عبدالقادر عبدالعزیز          

 

HEADER  

 
# حسین دوشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۰
سلام علیکم
واقعا دستت درد نکنه اگه ممکن است ترجمه این کتاب زودتر انجام بدی
الله جزای خیرتان بده کاشکی منم عربیم خوب بود
واقعا از این نعمت استفاده کنید برای یاری دین خدا
بی صبرانه منتظر قسمت های بعدی هستیم
Reply | Reply with quote | Quote
 
 
# حیدر دوشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۰
ترجمه این کتاب اقدامی بسیار ارزشمند و ستودنی است
الله تعالی مؤلف این کتاب رو از قید اسارت برهاند و به مترجم و ناشر آن جزای خیر دهد
خدا این سایت و مدیر و دست اندرکارانش رو حفظ و ثابت قدم بگرداند .. آمین
امیدوارم توفیق حاصل بشه و ادامه سلسله رو در سایت مبارک تمکین ببینیم
جزاکم الله خیرا
Reply | Reply with quote | Quote
 
 
# حمزه دوشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۰
السلام علیکم و رحمة الله
الحمدلله
جزاکم الله خیرا .. براستی که دستتون درد نکنه
اقدام بسیار مهمی بود
ان شاء الله بقیه اش رو هم بزودی ببینیم
فقط این حقیر یه پیشنهادی دارم :
به نظر من بهتره اگه سلسله بحث رو سایت میزارین، یه مقدار سریعتر بقیش رو هم رو سایت بزارین
مثلا همون مقالات « تأملات » رو اگه می شد سریعتر بقیش رو روی سابت می گذاشتین خیلی بهتره بود
به خدمت برادر حسین هم پیشنهاد می کنم برای یادگیری عربی، که کلید فهم صحیح قرآن و سنت است، وقت بزارن و تلاش کنن .. خدا خودش آسون میکنه
به هر حال اجرتون با الله تعالی
Reply | Reply with quote | Quote
 
 
# شاهد دوشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۰
السلام علیکم و رحمة الله و البرکاته
اللهم فک قید امامنا عالم ربانی فضیلة شیخ سید امام الشریف من السجن طواغیت المصری
جزاک الله برادران عزیزم در سایت تمکین که اقدام به ترجمه کتاب بسیار نایاب وگرانقیمت امام عبدالقادر عبدالعزیز نموده اید إن شاء الله خداوند اجر قیامتیتان بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و البرکاته
Reply | Reply with quote | Quote
 

FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH