gototopgototop
آگهی
صفحه اصلی تحلیل رویدادها جهان جهان در فراق اسامه رحمه الله
کلام ناب

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«اجر تمام اعمال زمانی که  صاحبش بمیرد، قطع می شود مگر مرابط در راه الله که عملش برایش زیاد می شود و رزقش تا روز قيامت به او داده می شود»

به روایت طبرانی

تحلیل رویدادها - جهان

[Image] [Image]بسم الله الرحمن الرحیم

روبه روسیه پس از گذراندن چند سالی از دوران شکست و رسواییش، به کاخ سیاهش درآمد، پوزه چرکین و غلتیده به خاکش را بالا کشید، نیش مکارانهاش را باز کرد و به ناگاه زبان گشود که ای دوستان من مژده دهید و نفسی تازه کنید که روبه رو سیه، بینی شیر دوران را به خاک مالیده است!!
در این هنگام حاضرین و شنوندگان، از این خبر مات و مبهوت و سرگشته شدند اما خبر را باور نکردند و با خود گفتند که چگونه ممکن است شیر زمانه را با آن همه عزت و سربلندی، روبهی خوار و ذلیل و رو سیه، بر زمین زند؟!

آری .. امت کفر و نفاق، هرگز این خبر را باور نکرده و نخواهند کرد زیرا خود یقین دارند که شیر زمانه هرگز نمیمیرد، حتی اگر مردنش را با چشمان خود نظاره کنند.
بدین سان، خبر شهادت یکی از قهرمانان و فرزندان رشید امت آخرالزمان، شیخ مجاهد و رهبر زاهد و مهاجر فی سبیل الله، شیخ اسامه بن محمد بن لادن رحمه الله، از بلندگوی کاخ سیاه و از زبان رأس کفر و نفاق، اوبامای مکار، به گوش دور و نزدیک رسید و این خبر موجب شد تا جهان در فراق شیخ در دو دسته جای گیرند، دستهای شاد و سرمست و دستهاي غمگین و ناراحت.

دستهی اول صلیبیان و یهودیانی هستند که با شنیدن این خبر، از سوراخی که مدتها از ترس شیخمان اسامه ـ رحمه الله ـ در آن خزیده بودند، بیرون آمده و چادر ذلت و سرشکستگی را با حالتی از بیم و امید و شک و ترس و تردید، از چهره پایین کشیدند و به امید صحت این خبر، شروع به رقص و پایکوبی کردند و به دوستان و همفکران خود از شیاطین انس مژده دادند که نور جهاد برای همیشه خاموش شد و دیگر شمشیر بران اسامه وجود ندارد که از دیار و ناموس مسلمین دفاع کند.

در این میان گروههای دیگری نیز در شادی و سرور دشمنان اسلام سهیم گشتند، از جملهی اینها:
سران طاغوتی که سالهاست بر جان و مال و ناموس مسلمانان حکمرانی میکنند و شریعت پروردگار را تعطیل کرده و قوانین وضعی یهود و نصارا را با خلوص نیت در دیار مسلمین به اجرا در میآورند. حکام و طواغیتی که شب و روز مال و سرمایه صرف میکنند تا با پیشگیری از نهضت و بیداری اسلامی، تاج و تخت خود را حفظ کرده و زمام قدرت را برای اربابان غربیاشان تضمین نمایند. آنها برای جلوگیری از دعوت داعیان صادق و بازداشتن جوانان از جهاد فی سبیل الله، از هیچ مکر و خیانتی دریغ نمیکنند. زندانها و سیاهچالههایشان را از مجاهدان و داعیان و بندگان صالح خداوند پر کردهاند و دستانشان به خون هزاران مسلمان بیگناه آلوده گشته است. لذا روشن است که شنیدن خبر شهادت شیخ مجاهدمان اسامه رحمه الله، که سمبل مبارزه با طواغیت زمان بودند، موجب شادی و سرورشان گشت.

• همچنین علمای سلاطین و مشایخ درباری، که خود را مراجع دینی این امت معرفی میکنند و کمر به خدمت طواغیتی بستهاند که با ظلم و زور و جبروتشان بر ملتهای مسلمان حکومت میکنند. آنها نیز به نوبهی خود از کشته شدن اسامه ـ رحمه الله ـ بدست دشمنان خداوند استقبال نموده و از آن به عنوان مطلبی شرعی یاد کرده و قتل او را پایان کشتار و ترور و خونریزی اعلام میکنند. آنها کسانی هستند که فتواهایشان در خدمت سربازان صلیبی قرار میگیرد و تصریحاتشان همچون سپری از جان و مال یهودیان و صلیبیان اشغالگر محافظت مینماید، اینها مفتیان یهود و نصارا و طواغیت حاکم هستند که  فتواهایشان میان آنها، دست به دست میشود و همچون شمشیری زهرآگین بر پیکر جهاد و مجاهدین وارد میآید. اینها همان كسانی  هستند که  نسبت به داعيان و مجاهدان و نسبت به عزت و کرامتی كه خداوند به فضل خود در قبال برافراشتن پرچم توحيد به آنها عطا فرموده، حسادت میورزند، زیرا خداوند، این عالمان درباری را بخاطر دلخوششدن و راضیشدن به کالای بیارزش دنيا و دوری از راه توحيد و پیوستن به نظامهای حاكم، پست و بیارزش گردانيده است، و مردم دیدهاند كه اينان چگونه در كانـالهای ماهوارهای ظاهر گشته و چگونه روزنامههای حكومتی در اختيارشان قرار میگيرد، و اينكه چگونه حكومت، تمامی امكانات و امتيازات خود را برای ايشان صرف نموده و در اختيارشان قرار میدهد تا بدين وسيله، داعيان و مجاهدان را با شبهات فاسد و دروغين و بیارزش، مورد تهاجم قرار دهند، و آنها را با الفاظی زشت و شنيع مورد خطاب قرار دهند، الفاظی كه اهل اسلام از آن بری و بيزارند، مانند «خوارج» و «فرقهی ضاله» و امثال اين اوصاف که در حقیقت برازندهی آنها و رؤسایشان میباشد. اینها همان علمایی هستند که در زمان جهاد شیخ اسامه رحمه الله علیه شوروی اشغالگر، او را مردی مجاهد و بزرگ و شریف معرفی میکردند اما هنگامی که شیخ سلاحش را به سمت صلیبیان اشغالگر نشانه رفت، از نظرات و تصریحاتشان در مورد اسامه بازگشتند و این بار او را مردی تروریست، خونریز و گمراه، معرفی کردند. حقا که اینها مفتیان یهود و نصارا هستند.

سران و رهبران جماعتهای گمراه منتسب به اسلام که در بحبوحهی حملات صلیبیان به دیار اسلام و قتل عام مسلمانان، فریضهی جهاد را برای همیشه از دین خداوند برداشتند، آنها برای غرب کافر سوگند میخورند که ما از مجاهدین بری هستیم و جهاد راه ما نیست. پس ما را در جمع خود قبول کنید و به حکام دست نشاندهی خود سفارش کنید که ما را از کرسیهای واماندهی خود محروم نکنند چرا که ما اهل افراط نیستیم و به دموکراسی و اسلامی که مورد نظر شماست، ایمان آوردهایم.  پس نام ما را از لیست گروههای تروریسی پاک کنید. برای این فرومایگان شهادت شیر مرد اسلام و سمبل جهاد ربانی علیه صلیبیان و یهودیان، پایان کابوسی است که باید بخاطر آن به زیر پای آمریکاییها بیافتند و بر سر و دستانشان بوسه زنند. برخی از آنها آن قدر سرمست شادی و سرورند که نتوانستند خویشتن داری کنند و لااقل بخاطر عزای امت داغدیده، در اهانت به شیخ مجاهدمان زبان باز نکنند.

• عدهای دیگر که شهادت شیخ آنها را به وجد و سرور آورده است، همان روزنامهنگاران و نویسندگان و مفکران فتنهگر و ذلتمآب و نشسته از جهادی هستند که برای طعنه زدن به داعيان و مجاهدان، تیترها و عناوین روزنامهها و صفحات کتابها و مجلاتشان را به اقوال و بیانات پرزرق و برق غربیان و دستنشاندگان آنها، اختصاص میدهند و اهل دعوت و جهاد را به عنوان گروهکهای کوچک و کمتعداد و طرد شده معرفی میکنند و سعی دارند تا در خلال کتابها و نوشتههای خود اینگونه نشان دهند که مجاهدان، عاملان اصلی فلاکت و عقب ماندگی و کشتار مسلمانان هستند و تنها راه رسیدن به عزت و استقلال، تبعیت از اسلام آمریکایی و دموکراسی غرب و شعارات براق آنهاست. اینان از آنجایی که همواره در برابر حجتها و براهین قاطع داعیان صـالح و مجـاهدان صادق محکوم میگردند، بدیهیاستکه از مصیبتهاییکه بر این دعوت و جهاد مبارک وارد میآید خوشحال میشوند. از این رو شهادت فرزند رشید اسلام آنها را در شادی صلیبیان شریک کرده است.

• عدهای دیگر مسلمانان جاهل و ناآگاهی هستند که غرق در شبهات و شهوات و دنیا پرستی، راه را گم کردهاند و دوست و دشمن خود را از هم باز نمیشناسند. اینها که شب و روز تحت تأثیر تبلیغات غربیان و یا حکام حلقه به گوش و علمای سلاطین قرار دارند و چیزی جز اخبار دروغ و تهمتهای ناروا به گوششان نمیرسد، مجاهدان صادق این امت را طرد و تکذیب میکنند و در مرگ شیخ جهاد در این عصر که به عنوان تروریستی خونریز به آنها معرفی گشته بود، خوشحال شدند. آنها مصداق بارز این حدیث رسولند صلی الله علیه و سلم که می فرماید:
«سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ سَنَوَاتٌ خَدَّاعَاتُ يُصَدَّقُ فِيهَا الْكَاذِبُ وَيُكَذَّبُ فِيهَا الصَّادِقُ وَيُؤْتَمَنُ فِيهَا الْخَائِنُ وَيُخَوَّنُ فِيهَا الْأَمِينُ وَيَنْطِقُ فِيهَا الرُّوَيْبِضَةُ قِيلَ وَمَا الرُّوَيْبِضَةُ قَالَ الرَّجُلُ التَّافِهُ فِي أَمْرِ الْعَامَّةِ» رواه ابن ماجه
«همانا سالیانی فریبنده بر مردم خواهد آمد که در آن دروغگویان تصدیق میشوند و راستگویان دروغگو شمرده میشوند و خائنان، امین قرار داده شده و امانتداران، خائن به حساب میآیند، و در آن سالها رویبضه سخن میگوید: پرسیده شد: رویبضه کیست؟ فرمودند: مرد سفیهی که در امور عامه سخن میگوید.»

اینها دانسته یا ندانسته همگی در دسته اول، با صلیبیان و یهودیان در شادی شهادت شیرمرد اسلام شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله، شریک شدهاند و هرکدام به نحوی خوشحالی خود را از این حادثه اسفناک اعلام میدارند.

اما دسته دوم کسانی هستند که با شنیدن خبر شهادت اسامه رحمه الله، اشک از دیدگانشان جاری شده و حزن و ماتم بخاطر از دست دادن رهبر و فرماندهی بزرگ سپاه اسلام، سراسر وجودشان را فرا می-گیرد، برای شیخ دعا میکنند و با خدای خویش پیمان میبندند تا راه او را که همانا جنگ و جهاد علیه صلیبیان و منافقان تا برپایی خلافت اسلامی است، ادامه دهند و انتقام خون پاک شیخشان را بگیرند. آنچه که بیش از هرچیز ایشان را نارحت و نگران میکند، خالی شدن سنگر سپاه اسلام از وجود چنین مهاجر و مجاهد بزرگی است.

عدهای از آنان آنقدر حسرت از دست رفتن فرزند رشید امتشان را میخورند که از صمیم قلب آروز میکنند ای کاش همراه اسامه و دوشادش او،  با آمریکاییان میجنگیدند تا در جوار رهبر خود شربت شهادت در راه الله را سر میکشیدند.
آنها بر خدای خویش توکل کرده و آیات زیر را برای تسکین سینههـای داغدیدهی خود زمزمه می-کنند:
«إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» آل عمران 140
«اگر به شما جراحتي رسيده است (نگران و پريشان نشويد) به آن قوم (کافر) نيز جراحتي همانند آن رسيده است، و ما اين روزها (ي پيروزي و شكست) را در ميان مردم دست به دست مي‌گردانيم (و گاهي بهره اينان و گاهي نصيب آنان مي‌نمائيم) تا ثابت‌قدمان بر ايمان را (از سائرين) جدا سازد و مؤمنان شناخته شوند و خداوند از ميان شما قربانياني برگيرد و افتخار شهادت نصيبشان گرداند. و خداوند ستمكاران را دوست نمي‌دارد.‏»

«وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» النساء 104
«‏ در جستجوي قوم (كافري كه اعلان جنگ نموده و مي‌كوشند از همه سو بر شما تاخت آورند) سستي مكنيد (و پيوسته در كمين ايشان باشيد و با آنان برزميد). اگر (از جنگ و جراحات) درد مي‌كشيد، آنان هم مثل شما درد مي‌كشند و رنج مي‌برند،  (ولي فرق شما و ايشان در اين است كه) شما چيزي از خدا مي‌خواهيد كه آنان نمي‌خواهند (و آن رضاي الله و بهشت جاويدان است) و خداوند آگاه (از اعمال شما و اعمال آنان، و) حكيم است (و به هر يك از شما و ايشان سزا و جزاي كارتان را مي‌دهد).»

آری آنها در فراق اسامه اشک میریزند، چون خون اسامه در راه دفاع از دین و ناموسشان ریخته شد ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون بیانکنندهی دردها و رنجهایشان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون حامی دین و ناموسشان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون شفیق و دلسوز خاک و دیارشان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون امید مستضعفان و ستمدیدگانشان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون شمشیر بران علیه کفار و صلیبیان و دشمنانشان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون فریاد بلند بیداری مسلمانان بود ..
آنها در فراق اسامه محزونند چون علمدار توحید و جهاد فی سبیل الله بود ..
آنها برای اسامه محزونند چون نبض تپنده و روح بیدار امت در خون خفتهیشان بود ..

حزن و ماتم مؤمنان در فراق اسامه نه از روی عجز و ناامیدی است بلکه نشانی از درخشش ایمان و حب جهاد و فداکاری در قلبهای آنان است. همان درخششی که در قلب اسامه بود ..
آنچه اسامه را در قلبها جای داد، عزتی است که خداوند آن را جز برای اهل صبر و جهاد و رباط قرار نداده است. آری این عظمت جهاد فیسبیلالله استکه محبت مجاهد را در قلبهای مؤمنان شعلهور کرده و رعب و هراسش را در دل دشمنان افکنده است ..
از پروردگار سبحان میخواهیم که شیخمان را با شهدای بدر و أحد محشور بدارد و از خون او نفرینی سازد که دشمنانش را با آن نابود کرده و از آن شرارهی جهاد را در امت اسلامی شعلهور گرداند.

شیخ شفیق و دلسوز امت، از میان ما پر کشید، در حالیکه خداوند به او دو کرامت عظیم بخشیده است:
اول: امانتی است که شیخ آن را از خود بجای گذاشت و آن وحدت شمار زیادی از گروههای جهادی و گردهم آمدنشان زیر پرچمی واحد بود و نیز امانت تدبیر نیک برای اکثر جبهات جنگ و ذلت و شکست برای دشمنان.

کرامت دومی که از شیخمان برجای ماند: وارثان و شاگردان و سربازان وفادار اویند، به فضل خدا شیخ، مردانی را بعد از خود بجای گذاشت که از نور وحی روشنی میجویند و غایت و هدفشان رضایت پروردگار و اعلای کلمهی الله بر روی زمین است، مردانی که در آنچه که با خدایشان پیمان بستند، صادقند. (نحسبهم کذالک و الله حسیبهم)

اشکهای ماتم را با اشک شادی در هم میآمیزیم و خدای را سپاس میگوییم که شیخمان را با شهادت اکرام بخشید و از او میخواهیم که خون پاکش را نوری برای رهروان راه جهاد و نار و آتشی برای دشمنانش قرار دهد.
از خداوند سبحان میخواهیم که ما را بر همان راهی که اسامه پیمود ثابت قدم و استوار بدارد و بعد از چشاندن طعم ذلت به دشمنان، شهادت را نصیبمان بگرداند.

در پایان توصیههایی را به خودم و برادران دعوتگر و مجاهدم یادآور میشوم، باشد که در آن خیری برای مؤمنان باشد، خداوند سبحان میفرماید: «وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»  الذاريات 55 «پند و اندرز بده ، چرا كه پند و اندرز به مؤمنان سود مي‌رساند.»

- اعمال خود را برای خداوند خالص گردانید، و با او صادق باشید تا شما را تأیید و تصدیق کند، عباداتمان و دعوت و امر به معروف و نهی از منکرمان تنها و خالصانه از آن او باشد، حب جهاد و طلب شهادتمان خـالصانه برای او باشد، هر کس خدای واحد را میپرستد بداند کـه او زنده است و هرگز نمیمیرد و هرکه غیر خدا را میپرستد بداند که «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالْأِكْرَامِ» الرحمن 27 – 28 «همه چيزها و همه كساني كه بر روي زمين هستند، دستخوش فنا مي‌گردند * و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو مي‌ماند و بس.»

- این خداوند متعال است که وحدت و تمسک به ریسمان دینش را بر ما فرض گردانیده است، لذا بر ماست که به آنچه به ما امر کرده، چنگ زنیم و در راه دینش یکدیگر را یاری دهیم تا آندم که با خدای خویش ملاقات میکنیم در حالیکه بر عهد و پیمانش استوار ماندهایم.

- این خداوند است که ما را به مقابله با دشمنان حال چه کافر اصلی باشند یا مرتدین، مکلف کرده است و هدف از جنگ با آنها را برای ما روشن گردانیده و این جنگ همچنان ادامه خواهد داشت تا زمانیکه به  آن هدف عظیمی که خداوند برایمان مشخص کرده دست یابیم: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ» البقره 193 «و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌اي باقي نماند و دين (خالصانه) از آن خدا گردد (و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئين خويش زيست كنند). پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (و اسلام را پذيرفتند، دست از آنان بداريد. زيرا حمله بردن و) تجاوز كردن جز بر ستمكاران روا نيست.»

- همانا مرگ و وفات رهبران ما، بعد از نور وحی، مشعل نورانی راه ما خواهد بود، آگاه باشید ای مجاهدان، جهادتان را پاسداری کنید، باشد که بمیریم بخاطر آن چیزی که صادقان از اصحاب و تابعین و تابع تابعین این امت، جان خود را فدای آن کردند، و خدای را سپاس که شیخ ما، در سایهی جهاد، با عزت  زیست و با عزت، شربت شهادت نوشید، براستی که اینان رهبران و فرماندهان حقیقی ما هستند.

- خطاب به مجاهدین فی سبیل الله در جبهات مختلف جهاد میگوییم که بر سمع و اطاعت از رهبرانتان مادامی که شما را به خیر امر میکنند، پایبند باشید، و با آنها تجدید پیمان کنید تا آندم که به پیروزی و تمکین دست یابیم و یا در این راه شهادت را دریابیم.

و در پایان فرمودهی خداوند سبحان را یادآور میشوم که میفرماید:

«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ» غافر 51
«‏ ما قطعاً پيغمبران خود را و مؤمنان را در زندگي دنيا و در آن روزي كه گواهان بپا مي‌خيزند ياري مي‌دهيم و دستگيري مي‌كنيم.»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» محمد 7
« اي مؤمنان! اگر (دين) خدا را ياري كنيد، خدا شما را ياري مي‌كند (و بر دشمنانتان پيروز مي‌گرداند) و گامهايتان را استوار مي‌دارد (و كار و بارتان را استقرار مي‌بخشد).‏»

پروردگارا بندهات اسامه را در أعلی علیین جای بده، پروردگارا او در راه تو جهاد کرد و هرآنچه را که از متاع دنیا داشت در راه رضایت تو رها کرد، پس از او راضی باش و او را با انبیاء و صدیقان و شهدا و صالحین محشور بدار، پروردگارا به لطف خود ما را ثابت قدم بدار و شهادت را نصیبمان بگردان، آمین.

وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم ..

به قلم: حمزه  رحیم پور

 

HEADER  

 
# مسلم سه شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰
جزاکم الله خیرا
ما هم در فراق اسامه محزون هستیم چون او را به خاطر خدا دوست داریم
خدا شما را پاداش خیر دهد
Reply | Reply with quote | Quote
 
 
# یحیی جمعه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۰
جزاکم الله خیراً
براستیکه ما هر چه بیشتر تحقیق می کنیم
واقعیت برای ما روشن تر می شود و هر چه کور
کورانه به مسائل نگاه کنیم شیطان بر ما چیره می شود و ما را به معصیت آلوده می کند
خواندن نعمت بزرگی است پس باید بخوانیم تا واقعیت برایم روشن گردد.
با سپاس فراوان
Reply | Reply with quote | Quote
 
 
# ابو عبدالله دوشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۰
اسامه رحمه الله شهید همه امت اسلامی است و از الله جل جلاله جنت الفردوس را خواهان هستیم
Reply | Reply with quote | Quote
 

FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH