gototopgototop
آگهی
صفحه اصلی تحلیل رویدادها ایران خمینی و دوستی اش با آمریکا
کلام ناب

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«اجر تمام اعمال زمانی که  صاحبش بمیرد، قطع می شود مگر مرابط در راه الله که عملش برایش زیاد می شود و رزقش تا روز قيامت به او داده می شود»

به روایت طبرانی

تحلیل رویدادها - ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
[Image][Image]

در روزهایی به سر می بریم که طبق تقویم رسمی، روز سالمرگ خمینی بنیان گذار رژیم ولایت فقیه محسوب می شود روزی که رژیم با صرف هزینه های بسیار اقتصادی، و اختصاص رسانه های حکومتی اعم از رادیو و تلویزیون و رسانه و مطبوعات چاپی، و سایر تریبون های رسمی و غیر رسمی سعی در آن دارد که یاد و خاطره ی فردی را زنده گرداند که با شعار اسلام خواهی، بیشترین ضربه را به اسلام وارد آورد.

فردی که رژیم ولایت فقیه را پایه ریزی کرد، رژیمی که از 4 دهه ی گذشته تا کنون همچون غده ای سرطانی در میان ملت های مسلمان منطقه به شدت به دنبال تفرقه، فرقه گرایی آپارتاید مذهبی، خرابکاری در میان ملت های مسلمان، گسترش رفض و شرک و خرافه، تحقق پروژه هلال شیعی و بازگردانی امپراطوری مجوسی در منطقه است.

رژیمی که نطفه ی گندیده اش با همدستی غرب به ویژه آمریکا بنا شد و از همان روزهای نخست تا کنون دستش به خون اهل سنت آغشته گشت چه اهل سنت داخل که با انواع و اقسام بهانه ها سرکوب، شکنجه، زندانی و اعدام می شوند و چه اهل سنت خارج که با حمایت های رژیم ولایت فقیه و توسط دست نشانده هایش به خاک و خون کشیده می شوند، که افغانستان، سوریه، عراق و یمن نمونه های بارز این کشتار محسوب می شوند.

اما چیزی که واضح است آن است که در چنین روزی (14 خرداد) رسانه های وابسته و قلم به مزدان جیره خوار و مطبوعات سرسپرده سعی  بر آن دارند که شخصیت خمینی را شخصیتی ضد استعماری و ضد آمریکایی نشان بدهند.

در حقیقت خمینی هم در نخستین روزهای سلطنتش با همین شعارها بسیاری از اهل سنت ساده لوح را فریب داد و توانست حمایت برخی از آنان را جلب نماید. اما به تدریج و به مرور زمان نقاب نفاق از چهره برگشود و ماهیت وجودی خود را بر همه واضح نمود.

جریان کمک های اسرائیل  به ارتش و سپاهِ خمینی در جنگ عراق، داستان کمک های نظامی آمریکا در قالب فرستاده ای به نام مک فارلین و ماجرای ایران گیت، گفتگوهای محرمانه میان سران ایران و آمریکا، لو رفتن کنفرانس محرمانه گوادلوپ توسط کشورهای غربی مبنی بر حمایت از خمینی، جریان همکاری ایران با آمریکا در حمله به طالبان و صدها موضوع دیگر تا حدی حقایق را بر مردم آشکار کرد. یکی از کسانی که این اسناد را در قالب کتاب ارائه نموده است سایت تمکین بود که با ارائه دو کتاب به نام های "شیعه در آینه ی یهود" و "طاعون" تا حدی در این زمینه روشنگری نموده است و در اینجا از کاربران گرامی تقاضا داریم که حتما مطالعه ی این دو کتاب را در برنامه خود قرار دهند تا با حقایق بیشتر آشنا شوند.

این روزها سرسپردگی رژیم ولایت فقیه بیش از پیش رخ می نماید، و همدستی آنان با شرق و غرب که روزگاری به دروغ شعار مبارزه با آنها را سر می دادند در حمله به مسلمانان مظلوم اهل سنت در سوریه و عراق حقایق را بر تمام دنیا آشکار کرده و یکی از برکات جهاد در شام تأیید سخنان علمای دلسوزی بود که سال ها قبل جامعه اهل سنت را از این هیولای بزک کرده انذار می دادند.

و امروز می بینیم که روافض به سرکردگی ایران دست در دست روسیه ی ملحد و روسیاه و آمریکای شیطان بزرگ!  در میان ملت های اهل سنت حمام خون به راه انداخته است.

در میان این دلایل بواح و آشکار درز نامه های محرمانه سازمان سیا مبنی بر اعلام دوستی خمینی با آمریکا و نامه ی وی به جان اف کندی رئیس جمهور وقت ایالات متحده، تیر خلاص را بر پیکر متعفن این رژیمِ پلید جنایتکار وارد می سازد و بر تمامی نحله های فکری منسوب به اهل سنت در رابطه با ماهیت حقیقی ایران اتمام حجت می کند.

طبق اسناد آمریکایی که مدتی است از طبقه‌بندی محرمانه خارج شده و بی‌بی‌سی فارسی برای اولین بار آن را رسانه‌ای کرده است، خمینی مکاتباتی با دو رئیس‌جمهور آمریکا، جان اف. کندی و جیمی کارتر، داشته است و به آن‌ها پیغام داده که دشمن آمریکا نیست و از منافع این کشور در ایران حمایت می‌کند.

وی به صورت محرمانه به دولت کندی پیغام داده بود که حملات لفظی‌اش به آمریکا نباید سوء تعبیر شوند و او مخالف منافع آمریکا نیست.

سازمان سیا این گزارش را در سال ۲۰۰۵ از طبقه‌بندی خارج کرد و در دسترسی عموم گذاشت اما چند پاراگراف مربوط به این پیام خمینی از آن حذف شده بود. در دسامبر ۲۰۰۸ بود که کتابخانه ریاست‌جمهوری جیمی کارتر نسخه دیگری از این سند را منتشر کرد که این بار کامل بود و آن پاراگراف هم از آن حذف نشده بود. با این حال این پیام در طول هشت سال گذشته از نظر محققان و مورخان پنهان مانده بود.

حال با این براهین واضح و عملکرد خصمانه و عناد آلودی که رژیم در منطقه با برادران و خواهران ما انجام می دهد و بی مهابا و بی ترس و واهمه خون اهل سنت را ریخته و به پیشینیان و آباء و اجداد رافضی و باطنی خود مانند قرامطه، آل بویه، صفویان و سایرین تأسی جسته است آیا جای کوچک ترین شک و شبه ای در جهاد همه جانبه با این دشمنان دین باقی می ماند؟

آیا هنوز وقت آن نرسیده که جوانان ملتزم برای دفاع از کیان خود، برای دفاع از حرمات و عِرض و ارض  مسلمین دست از دنیا و زینت هایش بکشند و راه جهاد بجویند؟ آیا وقت آن نرسیده که داعیان و خطبای مساجد و ائمه جمعه و جماعت مقوله ی جهاد را از خط قرمز سخنان خود خارج سازند و مسلمین را به این جهاد مبارک فرا بخوانند؟

انتظار ما از سني هايی فريب خورده از سياست تقيه ي رافضی ها و گرفتار شده در تارهاي عنکبوتي ولايت سالاران، که هنوز باخوش باوري و ساده لوحي به شعارهاي تو خالی رژيم مستبد ولايت فقيه ايران دل خوش کرده اند، اين است که به خود آيند و اندکي بينديشند و ساده لوحی را کنار بگذارند و با تعمق در عملکرد چندين ساله  ی رژيم نسبت به اهل سنت متوجه ترفندها و دسيسه بازيهاي سران رافضي ايران باشند و قبل از شکل گير  کل  امپراطور رافضی، چاره ای برای حفظ هويت و عقيده ی خويش بينديشند که در غير اين صورت همه ی هستی خودشان را از دست خواهند داد و ناگزير به سلطه پذيری رافضی ها خواهند بود. اميد است مسلمانان با تمسک به عقايد خود راه جهاد و مبارزه با اين شياطين را در پيش گيرند و يک بار براي هميشه زمين خدا را از لوث اين پليدان پاک نمايند.

و من الله التوفیق

به قلم: نوید صدیقی

چهار سال پیش در چنین روزهایی که نارضایتی و خشم مردم از حکومت به دلیل  سوء مدیریت و نابسامانیهای سیاسی و اقتصادی دولتمردان، قهر سیاسی مردم

و عدم مشارکت آنان در انتخابات دورهی دهـم ریاستجمهوری و به التبع عدم مشروعیت حـاکمیت در حوزههـای داخلی و بینالمللی را نوید میداد؛ پلان

گذاران حکومتی با حرکتی بدیع و طراحی برنامههای تلویزیونی خصوصاً مناظرات تاریخی نامزدها و حملات کاندیداهای مخالف و اصلاحطلب به رئیسجمهور

و اطرافیانش؛ تنور انتخابات را داغ و التهاب و هیجانات انتخاباتی را موجب شدند و مردم نیز به امید شعارها و تبلیغات پر طمطراق نامزدهای اصلاحطلب و

زوایه داشتن آنها با حاکمیت و به منظور رهایی و نجات از آن اوضاع رقتانگیز به سمت صندوقهای رأی سرازیر گشتند و چنین تصور کردند که باز با روی کار

آمدن افرادی نظیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی درهای بهشت به روی آنان گشوده خواهد شد و یا به مدینهای فاضله دست خواهند یافت!
مردم قصد داشتند که با برنامهای که در متن رژیم طراحی شده، و اجرا و برگزاری و تمام سناریوهای آن توسط رژیم بوده است خود رژیم را تغییر دهند! و این در

حالی است که اکثریت شرکت کنندگان جملهی معروف محمد خاتمی به عنوان رأس و بنیانگذار اصلاحات پس از هشت سال ریاست تحت عنوان «ما

تدارکاتچی بیش نبودیم » را هنوز در خاطر داشتند!

مردم اما از عمق خباثت و استبداد رژیم غافل بوده و به درستی ماهیت آن را نشناخته بودند چرا که حکومت توتـالیتر ولایت فقیه حتی حاضر به پذیرش نتیجهی

انتخاباتی که نامزدهای آن از فیلتر شوای نگهبان گذشته بودند و بارها به تأیید سران رژیم رسیده و خدمات آنها برای حاکمیت به اثبات رسیده بودند، نیز نبود. پس

بر این پایه بـا طراحی و اجرای تقلبی بزرگ! نتیجه را به نفع نامزدی کـه به رهبری و باند وی نزدیکتر بود تغییر دادند تا چهار سال تمام دولتی بیتدبیر،

خرافهگستر و سفاهت پرور با تکیه بر عرش معلای ریاستجمهوری اموال و اقتصاد چند ده میلیون نفر را به غارت ببرد و کیسهی تازه به دوران رسیدهها را

لبریز نماید و بـا بیخردی، تحریمهـای خـانمان سوز را بر مردم تحمیل نماید.

در حقیقت حکومت و شخص علی خامنهای با حمـایت تمـام از احمدینژاد سبب تحمیل دولتی ناکـارآمد، بحران‌زا، گسترش بی‌سابقه فساد سازمان یافته در

پیکره قدرت، تورم، گرانی، بیکاری، ورشکستگی واحدهای تولیدی، کاهش شدید ارزش پول ملی، رفتن بخش اعظم قشرمتوسط شهری به زیرخط فقر، افزایش

چشمگیر آمار فساد و ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، طلاق، به تاراج رفتن منابع طبیعی، رشد منفی اقتصادی، خفقان، سانسور، حبس، حصر و انزوای

بین المللی و قرار گرفتن کشور در معرض تهدیدهای خارجی شد.

بر این اساس میتوان ادعا کرد که 22 خرداد سال 88 نقطهی عطف بزرگی در طول تمام ادوار بعد از انقلاب میباشد چرا که حوادث بعد از آن به روشنی

ماهیت حقیقی رژیم را نمایاند و نقاب از چهرهی واقعی آن برکشید .. جالب اینکه به مردمی که به پای صندوقهای رأی رفته و برای کل حاکمیت جدا از

اختلاف سلیقهها مشروعیت سیاسی در حوزههای بینالمللی و داخلی خریده بودند بالاترین اهانتها و سخیفترین واژهها اطلاق شد و برخی از

معترضان این نتایج نیز به بدترین شیوههای معمول مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفتند!

بعد از به قدرت رسیدن احمدینژاد و گذر زمان و فاصله گرفتنش از بیت رهبری، وی و اطرافیانش که زمانی نور چشم رژیم و خامنهای بودند به یکباره انحرافی

و فراماسونر اطلاق شده و با توپخانههای رسانهای وابسته به حکومت و با شدیدترین الفاظ مورد هجمه قرار گرفتند و طی چهار سال گذشته شکاف و

انشقاق به حدی عمیق شد که برخلاف سالهای گذشته که عموماً اختلافات به مردم و اجتماع درز نمیکرد تمامی رسانهها و مردم کـوچه و بازار نیز از آن سخن

گفتند امـا به دلیل اینکه خامنهای و مافیای قدرت وابسته به او تمـام قد از احمدینژاد و تیمش دفـاع کرده بودند چارهای جز تحمل دوران ریاست وی را

نداشتند و با او کجدار و مریز برخورد کردند و اکنون رژیم در روزهای پایانی دولت دهم و با نزدیک شدن انتخابات بعدی قصد ندارد که اشتباه گذشتهی خود

را تکرار کند.
بر این اساس با مهندسی شورای نگهبان که امروزه تبدیل به اهرمی سیاسی برای برآوردن منویات سلطان و بدل به دبیرخانه اجرایی بیت رهبری شده، نامزدهای

نهایی انتخابات را دستچین و جملگی را از افراد ذوب در ولایت! برگزیدند تا بتوانند با یک بانده کردن انتخابات و زمینه سازی برای انتصاب بی دردسر کاندیدای

مطلوب بیت رهبری افسار دولت را نیز به دست بگیرند تا با معیت مجلس که عملاً به شعبهای از دفتر رهبری مبدل شده و قوهی قضائیه که خود دست

نشاندهی رهبر است حکومتی یکدست و یکپارچه بسازند تا یک‌دستی حاکمیت اقتدارگرا و استبداد مطلقه فردی، تداوم بیابد و راحتتر بتوانند اموال مردم را

غارت و چپاول  نموده و فضایی سنگین و امنیتی دست و پا کنند! بر این اساس بسیاری از رجال سیاسی منتقد، از جمله هاشمی رفسنجانی که به قول برخی

رسانهها معمار و شناسنامهی انقلاب بود نیز قربانی تیغ تیز فیلترینگ شورای نگهبان شد، ارگانی که بازیچه بودن آن در دست خامنهای و باند تمامیتخواه

وی یکی از نادر محورهای مورد توافق همه گروههای ذینفع در جمهوری اسلامی است.

بسیاری از مردم که قبل از ثبتنام رفسنجانی انگیزه و اشتیاقی برای آمدن نداشتند با اعلام نامزدی وی به یکباره ذوق زده شده و قصد داشتند تا برای پیروزی وی

در این انتخابات شرکت کنند اما رژیم با درس از تجربهی تلخ گذشته، علاج واقعه را قبل از وقوع کرد و با رد صلاحیت وی شوق و نشاط مردم را به یأس و

ناامیدی مبدل کرد که البته این موضوع مؤید نفرت و خستگی مردم از رژیم است چرا که زاویه داشتن هر شخصی با خامنهای و باند قدرت وی سبب محبوبیت

او بین مردم خواهد شد.

مرد قدرتمند سالهای گذشته که در تار و پود انقلاب تنیده شده و با نفوذ و هژمونی خود و با طرح برنامهای مکارانه توانسته بود خامنهای را به رهبری ایران

برساند اکنون دیگر در بین خودیها جایگاهی ندارد و این موضوع نشان از این واقعیت تلخ دارد که سکان اصلی صحنهی سیاست و قدرت در دستان افرادی

بسیار تندرو و ناشکیبا با تفکراتی سلطهگرایانه، خودمدارانه و شوونیستی است که خود را قیم و مهتر ملت و صاحب مملکت و مالک الـرقاب مردم و جان و مال

و ناموس آنـان میدانند و به حدی در حب جاه و کبر جلال و جبروت قدرت سرمست شدهاند که به هیچ عنوان حاضر به تقسیم قدرت با کسانی که با خودشان

کوچکترین اختلاف فکری دارند نمیباشند و حاضر به شنیدن کمترین انتقادات و یا اندک فضای باز سیاسی نیستند و این موضوع طلیعهی فضای استبدادی و

امنیتی در آیندهای نزدیک خواهد بود.

تئوریسینهای ولایت مطلقهی فقیه که برخلاف عربدههای دروغین خود اعتقاد چندانی به دموکراسی هم ندارند و بیشتر قائل به سرکوب، دیکتاتوری و

خشونتاند وقتی نتوانستند در کوتاه مدت با تغییر در قانون اساسی، نظام نخستوزیری و پارلمانی - ریاستی مد نظر خود را اجرایی سازند تصمیم گرفتند با

کنترل و مهندسی آرای افراد مورد نظرشان در صحنه بمانند و لو این مسئله منجر به عدم مشارکت مردم شود؛ با نگاهی به گذشتهی نامزدهای انتخابی میتوان

این مهم را دریافت:

سعید جلیلی نماینده خامنه‌ای در شورای امنیت ملی و خانهزاد بیت رهبری است، حسن روحانی دومین نماینده خامنه‌ای در این شوراست، علی اکبر ولایتی مشاور

امور بین‌المللی خامنهای‌است، غلامعلی حداد عادل مشاور عالی خامنهای و پدر زن مجتبی خامنهای است، محمد باقر قالیباف شهردار منصوب و مستقیم  

خامنه‌ای در تهران است [این مطلب از سخنان خود قالیباف است که طی سخنرانی ضبط شده بیان داشته که محمدی گلپایگانی از طرف خامنهای مستقیماً وی را

به این سمت برگزیده است] محسن رضایی مستقیما منصوب از طرف خامنه‌ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام است، محمدرضا عارف از معدود شبه

اصلاح‌طلبانی است که هنوز به بیت خامنهای رفت و آمد دارد و منصوب وی در مجمع تشخیص مصلحت است، اگر چه برخی بر این باورند از باب  خالی نبودن

عریضه و برای توجیه کار شورای نگهبان در رد صلاحیت هاشمی و دیگر اصلاحطلبان؛ عارف کـه منتهای حد تحمل افراطیون میباشد نیز در این لیست قرار داده

شده است البته لازم به ذکر است که اخیرا عارف و حداد از رقابت با نامزدهای هم جناحی خود انصراف دادهاند.

با انتخاب این لیست از جانب شورای نگهبان بارقههای امید مردم ایران که تصور میکردند شاید بتوانند با انتخاباتی دوباره اوضاع سیاسی و اقتصادی را تا حدی

اصلاح نموده و فضای سیاسی و امنیتی کشور را از حالت انسداد محض تا حدی به سمت و سوی آزادی پیش ببرند، از بین رفت.

در بیان میزان تنگنظری، انحطاط، رکود و جمود اندیشهی سران نظام و بسته بودن مکتب فکری رژیم فاناتیک ولایت فقیه همین بس کـه دستهای پشت

پرده و باند افراطیون مطلقگرای حـاکم که میخواهند فعال مایشاء باشند و هیچ تشکل سیاسی مستقل و مخالفی را هم بر نمیتابند حتی به لیست خودی

ها هم بسنده نکرده و قصد دارند با ابزارهای مختلفی که در دست دارند و حتی شاید با تقلبی بزرگ از میان 6 نفر نامزد باقی مانده در لیست، گزینهی مورد

نظر خود را به مردم تحمیل کنند.

البته باید این مطلب را مورد نظر قرار داد با توجه به نقش پر رنگ دولت و وزارت کشور در برگزاری انتخابات به منظور تقلب گسترده، همکاری دولت هم نیـاز

خواهد بود، بسیاری از محللین و مبصرین سیاسی چنین تحلیل میکردند که با توجه به وجود چنین اهرمی در دست دولت، احمدینژاد خواهد توانست رحیم

مشایی را از فیلتر شورای نگهبان رد و پروژهی پوتین ـ مدودف را اجرا کند اما بعد از سکوت معنادار احمدینژاد چنین به نظر میرسد کـه سران رژیم با دولت

تبانی کرده و به توافق رسیدهاند، که در چنین وضعی خواهند توانست همچون دورهی قبل به راحتی فرد مورد نظر خود را به قدرت برسانندکه با این اوصاف

فضای سیاسی حداقل در چهار سال آینده را باید فضایی هراسآور، استبدادی و بدور از هرگونه نشاط و خوشحالی دید؛ واقعیت امر این است که عقبهی حاکم

که در خصوص اَعمال ضد انسانی خود در قبال ملت حاضر به پاسخگویی نیستند و حاکمیت آنها بدور از عقلانیت و منطق میباشد تنها با ژئوپلیتیک هرج و مرج

و بحرانسازی و دشمنتراشیهای بیمورد که جزء لاینفک دکترین امنیت آنهاست قادر به حکومت هستند که این موضوع البته در مناظرهی نیم بند

نامزدها در خصوص سیاستهای داخلی، خارجی و عدم تمایل به حل مسائل هستهای و تحریمهای خارجی تا حدودی مشخص شد  بنابراین برای ریاست

قوهی مجریه هم باید به دنبال فردی مصلوب و بی اراده باشند که آلت دست رهبر و اطرافیانش باشد.

در این بین، رسانههای حکومتی از جمله صدا و سیما هم وقیحانه با پخش برنامههای متعدد از جمله مناظرات مضحک تلویزیونی که مورد تمسخر مردم نیز قرار

گرفته است خواهان مشارکت حداکثری مردم در انتخابات هستند کأنه مردم تقلب بزرگ چهار سال پیش و اهانتهای مسئولان رژیم را فراموش کردهاند و یا

هدایت و فرماندهی انتخابات فرمایشی کنونی را درک نمیکنند! در این راستا رسانههای وابسته و صدا و سیما با گشودن بسیار محدود فضای انتقادی از برخی

سران رژیم و با در نظر گرفتن خطوط قرمز، درصددند که همچون انتخابات پیشین با سیاهنمایی، فضایی باز را به مردم داخل و جوامع بینالمللی القا نمایند و

چنین وانمود کنند که مردم به لحاظ آزادی بیان مشکل خاصی ندارند اما مردم ایران خاطرات تلخ گذشته و خفقان و بایکوت دوره و دورههای قبل را هنوز از

اذهان خود پاک نکردهاند و دست حکومت را از این حقهبازی تبلیغاتی و دورویی سیاسی خواندهاند، البته حکومت با تکنیکهای دیگری از جمله تجمیع

انتخابات شوراهای شهر و روستا درصدد کشاندن مردم به پای صندوقها هستند.

با این اوصاف هنوز بسیاری از مردم و گروههای سیاسی مخالف و اپوزوسیون شرکت در این انتخابات دستوری را تحریم نکردهاند و گمـان میکنند با ریاست

افرادی نظیر روحانی که تا حدی منعطف و میانهرو محسوب میشود و به آرمانها و افکار اصلاحطلبانه و علی الخصوص تفکرات هاشمی پایبند است

خواهند توانست با رفرم سیاسی به اوضاع اقتصادی و فرهنگی هم سر و سامان بدهند بر این اساس همواره مردم را به حضور در پای صندوقهای رأی فرا می

خوانند و این در حالی است که مردم  با تجربهی سالها و دورههای گذشته علی الخصوص دولتهای نهم و دهم تمایل چندانی به مشارکت ندارند و برخی

هم مذبذب مینمایند پس با این وضعیت مردم چه کنند؟

نخست مردم باید بدانند کـه رئیس جمهور اختیارات محدودی دارد کـه فقط در همان چارچوب خواهد توانست به افکار و شعارهای خود جامعهی عمل بپوشاند

چرا که بر اساس قانون اساسی شخص اول کشور رهبر است کـه سیاستهای کلی و کـلان را چه در زمینههای داخلی و چه در عرصههـای بینالمللی تبیین و

مشخص میکند و رئیس قوهی مجریه نیز باید دنبالهرو و مطیع اوامر وی باشد؛ رهبر است که بازوی نظامی [سپاه، ارتش و سایر نیروهای نظامی و انتظامی] و

قدرت سیاسی [مجلس و سایر ارگانها] و رسانه [صدا و سیما و سایر مطبوعات] را در اختیار دارد، بنابراین تغییر و تحول اساسی در حوزهی مسائل داخلی و یا

سیاست خارجی از جمله مراودات بینالمللی و مسائل هستهای و... که تأثیر عمیقی بر سرنوشت ما دارد تنها با چراغ سبز وی حل و فصل خواهد شد، مردم بعد

از سه دهه باید بدانند که تفاوت چندانی مابین نامزدها نخواهد بود چرا که سیاستهای نظام در وجوه عمده در مراکز دیگری تصمیمگیری و اجرا میشود

اگر چه نامزدی به نفع رژیم خواهد بود که در عین حال کمترین تنش را و لو در مسائل کوچک با آنها داشته باشد.

بر این اساس هرگونه شعار و یا تبلیغات پر طمطراق انتخاباتی که از طرف نامزدها شنیده میشود که حاوی مسائل اساسی کشور و تعیین سرنوشت ملت است

اگر با همراهی خامنهای و البته باند منسوب به وی همراه نباشد در همان حد شعار باقی خواهد ماند، موضع رفسنجانی  که حضور و حل مسائل کشور را به

موافقت و همراهی رهبر منوط کرده بود حـاکی از همین واقعیت است و نکتهی قابل توجه اینکه خامنهای و افراطیون پیرامون وی تحت هیچ عنوان حاضر به

کوتاه آمده از منافع سیاسی، اقتصادی، نظامی و فکری خود نیستند و همین موضع سبب میشود که محمد خاتمی بعد از هشت سال ریاست قوهی مجریه عملاً

به تدارکاتچی بودن خود اعتراف میکند و دولت احمدینژاد هم بعد از هشت سال مسئولیت علناً اعلام میکند که برخی قدرتها مانع کار وی هستند.  

این کارشکنیها تنها محدود به این دو نفر نیست چرا که از ابتدای شکلگیری رژیم منحوس ولایت فقیه تمامی رؤسای جمهور در انجام وظایف خود با مشکل

روبرو بودهاند. بازرگـان به غربگرایی، بنیصدر به نفاق، هاشمی به فتنهگر، خاتمی و موسوی به جاسوس و برانداز و احمدی نژاد به فراماسونر و جریان

انحرافی متهم شدند در صحت و سقم این اتهامات وارد نمیشویم اما اینکه هر رئیسجمهوری پس از سالها خدمات به ولی فقیه و اطرافیانش منفور و مطرود

میشود نشان از تفکرات خودبرتر بینی و سلطهگرایانهی افرادی دارد که قدرت و سیاست را ملک طلق خود میدانند و حتی به رؤسای جمهور هم رحم

نمیکنند. پس آیا این افراد هیچ ارزش و احترامی برای عوام و ملت خود قائل خواهند بود؟

پس اگر مردم به دنبال تغییرات اساسی در سرنوشت خود و خواهان خروج از این اوضاع خفتبار میباشند باید اقدامی ریشهای و اساسی انجام دهند و آن به

زیر کشیدن سلطان و اطرافیان فاسد وی است، یعنی همانکاری که همسایگان ما و ملتهای تونس و مصر و... انجام دادند و گام اول این حماسه تحریم و عدم

مشارکت در این شوی فرمایشی و به زیر کشیدن مشروعیت نیمبند، هیمنه و اتوریتهی پوشالی جمهوری اسلامی است چرا کـه بنا به گفتهی احبـار و رهبـان

رژیم هر رأی کـه به صندوقها سرازیر میشود صرف نظر از اینکه نام چه کسی باشد و یا حتی سفید به صندوق برود قبل از هر چیز مشروعیت و انتخاب نظام

غیر دینی و غیر مردمی ولایت فقیه است و رأی دادن به رژیم، حاکمیت مستقر را در ادامه رویه‌های مخرب ضد دینی و ضد مردمی خویش و تحمیل خسارت‌های

جبران‌ناپذیر بر مردم مصرتر و مصمم‌تر خواهد کرد.

بنابراین نباید برخی گمان ببرند که با روی کار آمدن فلان نامزد اصلاح طلب درهای بهشت به روی آنان گشوده خواهد شد و یا اوضاع و احوال کشور تغییر چندانی

خواهد کرد ملت ما در دوران هر جناح حاکم مشقت و رنج و حرمان را تحمل کردهاند و هر بار و در هر برههی زمانی وعدهی دوران ریاست جمهوری بعدی

به آنان داده شده است و این در حالی است که نه تنها در زمان ریاست بعدی اوضاع بهتر نشده بلکه سختی و عذاب آنان چندیدن برابر شده است و سران

اصلاحات هم تنها به فکر کسب قدرت سیاسی و بازگشت به آغوش حکومت هستند و در دوران خود نیز هیچ عَرضه و عُرضهای ارائه نکردهند و انتقادات آنها

از برخی سران رژیم به دلیل طرد شدنشان از چرخهی قدرت است وکاری به درد مردم ندارند.

مردم نباید اختلافات طبقاتی، اشرافیگری ، فساد اقتصادی، رانتخواری، ریاست اغیار وآقازادهها و هزار فامیلی در دوران سازندگی یا اصلاحات را فراموش

کنند. در آن دوران مردم تنها ابزاری برای قدرت سران اصلاحات بودند که بر ثروت و قدرت خود بیفزایند آیا رفسنجانی که امروز به زعم بسیاری از عوام به ناجی

ملت مبدل شده همان کسی نیست که خامنهای جنایتکار را به قدرت رساند؟ و آیا وی در دوران قدرتش ناظر و آمر بسیاری از قتلهای سیاسی نبود؟
مردم و خصوصاً قومیتهای مختف از جمله اهلسنت که بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل میدهند و آرای بسیار بالایی نیز دارند در دوران کدام

جناح به قدرت، منزلت و احترام رسیدند؟آیا پس از انتخابات با آنها برخوردهای امنیتی صورت نگرفت و باز در فقر و محرومیت خود رها نشدند؟ مردم باید بدانند

کـه هم اصلاحطلبان و اصولگرایـان کلوبهایی برای کسب قدرت سیاسیاند و برای این کـار و در آستانهی انتخابات با واژههایی همچون حقوق

شهروندی، آزادی عقیده و بیان و معیشت و منزلت و... تنها درصدد فریب مردم بوده و هستند.

حال که رژیم با دست و پا زدن در مشکلات اقتصادی و سیاسی و فشارهای بیامان قدرتهای جهانی و تزلزل بیسابقه در منطقه به دلیل حمایتهای

دیوانهوار از رژیمهای سفاک در حال اضمحلال و انحطاط است و در بین ملتهای منطقه آبرو و مشروعیت خود را از دست داده است بیایید با تحریم

انتخابات ضربهی دیگری به پیکر نیمه جان این جرثومههای فساد بزنیم و با عدم مشارکت در این انتخابات صوری به ملتهای منطقه نیز اعلام کنیم که

حساب ما با این رژیم خونخوار جداست.
 

FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH