gototopgototop
آگهی
کلام ناب

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«اجر تمام اعمال زمانی که  صاحبش بمیرد، قطع می شود مگر مرابط در راه الله که عملش برایش زیاد می شود و رزقش تا روز قيامت به او داده می شود»

به روایت طبرانی

تحلیل رویدادها - جهان

بسم الله الرحمن الرحیم
[Image][Image]

«مواجهه با اسلام به شغلی سودآور بدل گشته است!!»

آیا مسلمانان در میان همه‌ی ملت‌ها و موجودیت‌های اجتماعی، ملی ،قومی و دینی به تنهایی نماینده‌ی و نماد تروریسم هستند ؟! و آیا مستحق این حجم از تشویش اذهان عمومی ، تحریک و انزجار علیه آنان ،و همچنین تدارک حملات مسلحانه‌ی بین المللی سیاسی، نظامی، امنیتی و رسانه‌ای و فکری که علیه جهان اسلام صورت می‌گیرد، هستند؟!

طبیعتا جواب منطقی با توجه به جنبه‌های اساسی موضوع ؛منفی می‌باشد! و این چیزی است که حتی گزارش‌ها و آمار وزارت دفاع آمریکا و مرکز پلیس اروپا و سایر مراکز آمریکایی و غربی بدان اشاره می‌کنند.

تهدید موجودیت:

جو حاکم بر روابط غرب و اسلام بدین شکل است که هر حادثه‌ ی (ناگواری) به مسلمان نسبت داده می‌شود، و (اینگونه القا می شود که)هر چیزی که زندگی دیگران را با خطر مواجه کند ، بزرگ باشد یا کوچک ، درست باشد یا نادرست ، اتهام باشد یا موردی بدون شک کار تروریسم اسلامی است !! و در آخر نیز این تروریسم وهمی تهدیدی مستقیم است برای موارد زیر:

1-مبادی فرهنگ غربی
2- یا زندگی یا امنیت و صلح جهانی
3-هویت و هر آن توصیفی که در دایره‌ی «تهدید موجودیت» قرار گیرد.

در مقابل نیز هر گونه حادثه‌ای که به غیر مسلمان‌ها نسبت داده شود، خصوصاً اگر فرد مجرم سفید پوست باشد، عمل و رفتاری مجرمانه و فردی محسوب می شود!! حال پشت پرده‌ ی توجیهات حادثه هر چه که
باشد و این جنایت سربسته خواهد ماند حتی اگر مجرم وابسته به یک کشور یا یک ارتش یا گروهی نژاد پرست یا فاشیستی و نازیستی و یا تروریستی باشد!!

حقیقت تروریسم:

گزارش‌های منتشره از مرکز تحقیقات فدرال آمریکا (FBI) درباره‌ی ۳۱۸ حادثه‌ای که در ۲۵ سال اخیر در آمریکا رخ داده‌اند بیانگر آن است که: ۴۵ درصد آن را آمریکایی‌هایی که اصالتاً از آمریکای لاتین آمده‌اند مرتکب شده‌اندکه این خود نسبت بالایی است و ۲۴ درصد آن را چپ گراهای تندرو انجام داده‌اند و ۱۶ درصد باقی مانده را نیز بقیه‌ی گروه‌ها انجام داده‌اند: ۷٪ را یهودیان ، ۶٪ را مسلمان و ۵٪ از آنها را کمونیست‌ها انجام داده‌اند.

جای تعجب نیست که کسی چیزی از این گزارش‌ها نمی‌شنود و کسی آن‌ها را بررسی نمی‌کند ، و حتی کسی نمی‌پرسد که چرا در ۲۵ سال گذشته میزان ارتکاب جرایم تروریستی توسط یهودیان از مسلمانان بیشتر است؟ با وجود اینکه یهودیان نیز این جرائم را به اسم دین مرتکب شده‌اند!!

سایت «loonwatch» در تحلیلی که بر گزارش سابق (FBI) داشته بیان نموده است:

«هیچ کس نمی‌تواند از جرائم اهالی آمریکای لاتین و یا یهودی‌ها سخنی به میان آورد چرا که اکثر آمریکایی‌ها و متعصب ها مسئله را بایکوت خواهند کرد و دامن زدن به این مسئله به منزله‌ی خودکشی سیاسی و اجتماعی می‌باشد در حالی که نشانه رفتن انگشت اتهام به طرف مسلمانان و برچسب زدن پی در پی به آنان هیچ گونه تبعاتی در پی نخواهد داشت!!»

موسسه‌ی «RAND» گزارشی تهیه کرد با این عنوان که:
«در مورد تهدید های جماعت های جهادی، بزرگ نمایی شده است چرا که در آمریکا از یازده‌ سپتامبر ۲۰۰۱ تا پایان ۲۰۰۹ هیچ شخص مدنی توسط جهادی ها کشته نشده است»

موسسه‌ی «RAND» در گزارش خود به حوادثی که از تاریخ یازده سپتامبر ۲۰۰۱ تا پایان سال ۲۰۰۹ میلادی اتفاق افتاده‌اند استناد می‌کند و گزارش با موضوع غیر نظامیان با این این نتیجه‌گیری پایان میابد که : «حتی یک غیر نظامی از یازده‌ سبتامبر به بعد به دست جهادی‌ها کشته نشده است»

پروفسور «Cole Juan» استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان آمریکا مقاله‌ای با عنوان «تروریسم و سایر ادیان» ارائه داده است که به طور خلاصه جرائمی را که در طی صد سال اخیر رخ داده را مورد بررسی قرار داده است ، خلاصه‌ی این مقاله نمایانگر کارنامه‌ی سیاه غرب به نسبت دیگران است، و می‌گوید:

«شاید اگر گفته شود طی قرن بیستم حدود صد میلیون نفر توسط اروپاییان کشته شده‌اند، عدد بیان شده بسیار کمتر از واقعیت باشد در حالی که سهم مسلمانان در کشته شدن افراد در کل آمار کمتر از ۳ درصد می‌باشد.»


بعد از روشن شدن چنین چیزی ، چه کسی حق دارد از تروریسم سخن به میان آورد؟!  بنا به چه اصول و مبادی این افراد قربانی شده‌اند ؟! بنا به مبادی فرهنگ غربی همچون : آزادی ، عدالت ، مساوات ، تکثر گرایی و گذشت ؟! یا مبادی و اصول اسلامی ؟!

مرکز پلیس اروپا «یورو پول» و گزارش سالانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا:
با کمک آنچه که پایگاه اینترنتی « loonwatch» از گزارشات دو مرکز زیر جمع آوری کرده است:
۱-گزارشات مرکز پلیس اروپا «یورو پول» در پایتخت هلند -لاهه- در سال‌های ۲۰۰۷،۲۰۰۸،۲۰۰۹
۲-گزارش سالانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا باعنوان: «گزارش وضعیت تروریسم و رویگردهایش»



با توجه (به گزارشهای این دو مرکز) نمودار شماره‌ی ۲ این داده‌ها بیانگر این است:

6/99 درصد حملات تروریستی در حوزه‌ی اتحادیه‌ی اروپا توسط غیره مسلمانها انجام شده است!! در این حال گروه‌های جدایی طلب حدود ۱۳۵۲ عملیات تروریستی انجام داده‌اند که چیزی حدود ۸۵ درصد از کل حملات را شامل می‌شود! و همچنین گروه‌های راستگرا چیزی حدود ۶/۵ درصد از حملات را انجام داده‌اند و ۸/۳ درصد باقی را نیز باقی گروه‌ها انجام داده‌اند و تنها ۰/۴ درصد یعنی کمتر از نیم درصد متعلق به مسلمانان بوده است!!

ترس از تروریسم عرب‌ها و مسلمانان در مقابل تروریسم منطقه‌ای:

محقق(Nazemroaya) با صراحتی که حتی خود مسلمانان از آن شگفت زده می شوند می‌گوید:
هرگاه یک فرد مسلمان یا یک عرب در جوامع غربی جرمی مرتکب ‌شود، ارزیابی‌ها و تحلیل‌ها فورا علیه همه‌ی مسلمانان و عرب‌ها حکم صادر می‌کند حال چه صریح باشد چه ضمنی !!

پس از گزارش‌ منتشر شده‌ی وزارت خارجه‌ی آمریکا از تروریسم در سال ۲۰۱۴ متوجه می شویم که قربانیان ناشی از تروریسم ۳۲۷۲۷ نفر بوده است اما قربانیان خشونت گروه‌ک‌ها و جرائیم اقتصادی در همین سال ۳۷۷۰۰۰ نفر بوده است.
اسلحه هر روز سی شهروند آمریکایی را قربانی می‌کند!! فقط در سال ۲۰۱۳ ،۳۳۶۳۶نفر با اسلحه کشته شده‌اند که این آمار بیشتر از تمامی قربانیان تروریسم در چهارده سال اخیر در آمریکا می‌باشد ، حتی با احتساب  ۲۹۷۷ قربانی حوادث یازده سپتامبر!! در حالی که سال 2013 تنها ۴۸ نفر به وسیله‌ی حملات تروریستی در اراضی ایالات متحده آمریکا کشته شده‌اند!!

خودکشی با اسلحه‌ی گرم ۸۵ درصد و خودکشی با قرص ۳ درصد از مرگ و میر خودکشی‌ها را تشکیل می‌دهد.روزانه حدود سی نفر در حوادث رانندگی که راننده تحت تاثیر الکل بوده است در آمریکا جان خود را از دست می‌دهند.در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ در آمریکا مجموع ۳۳۵۶۰۹ نفر با اسلحه‌ی گرم کشته شده‌اند!! (که هیچ کدام ربطی به مسائل تروریستی نداشته است.)

یازده حقیقت درباره‌ی خشونت‌های مسلح در ایالات متحده:

«Dylan Matthews» در مقاله‌ی خود ارقامی مشابه (با ارقام گزارش‌های بالا) و جدل برانگیز را ذکر می‌کند: (مقاله‌ی) «یازده حقیقت درباره‌ی خوشونت‌های مسلح در ایالات متحده» که در پایگاه اینترنتی « vox» که به مشکلات

افزایش انتشار سلاح و بیان خلاصه وار جرم‌های ناشی از آن به صورت تخصصی می‌پردازد، انتشار یافت، تنها در سال ۲۰۰۹ حدود ۳۱۰ میلیون قبضه سلاح در آمریکا به شهروندان فروخته شده است!! که در میان آن ۱۱۴ میلیون اسلحه‌ی کمری و ۱۱۰ میلیون مسلسل و ۸۶ میلیون قبضه اسلحه‌ی ساچمه‌ای بوده است.

جمعیت شهروندان آمریکا با توجه به آمارها در همین سال ۳۰۷ میلیون نفر بوده است!! و این بدآن معنا است که تعداد اسلحه‌های خریداری شده در آن سال بیشتر از کل جمعیت آمریکا بوده است.

سخن نهایی

با توجه به حملات تروریستی که در سطح جهانی رخ می‌دهد و جهان اسلام شاهد آن است ؛ بر هر مسلمانی واجب است که با دقت به موضوع نگریسته و از خود بپرسد:
چرا اسلام بدین گونه مورد هدف قرار می‌گیرد؟!
چگونه است که اسلام با خود در حال پیکار است؟! و در بحران قرار دارد ؟! در حالی که خون مومنان بدان در شرق و غرب این کره‌ی خاکی ریخته می‌شود؟!
آیا در میانمار ، آفریقای مرکزی، ترکستان شرقی، قفقاز و فلسطین هم جنگ داخلی میان مسلمانان به شمار می‌آید ؟!
آیا اگر دخالت‌های بین المللی و منطقه‌ای نمی‌بود در عراق ، سوریه، سومالی ، افغانستان ، لیبی و یمن جنگ رخ می‌داد ؟!

منابع:
د.اکرم حجازی، اسلام و تروریسم: و تبعات سیاسی، آمار آن در رسانه‌های غربی ، باشگاه اندیشمندان اسلامی و مرکز تحقیقات استراتژیک و آینده‌نگر «عصر» .



چهار سال پیش در چنین روزهایی که نارضایتی و خشم مردم از حکومت به دلیل  سوء مدیریت و نابسامانیهای سیاسی و اقتصادی دولتمردان، قهر سیاسی مردم

و عدم مشارکت آنان در انتخابات دورهی دهـم ریاستجمهوری و به التبع عدم مشروعیت حـاکمیت در حوزههـای داخلی و بینالمللی را نوید میداد؛ پلان

گذاران حکومتی با حرکتی بدیع و طراحی برنامههای تلویزیونی خصوصاً مناظرات تاریخی نامزدها و حملات کاندیداهای مخالف و اصلاحطلب به رئیسجمهور

و اطرافیانش؛ تنور انتخابات را داغ و التهاب و هیجانات انتخاباتی را موجب شدند و مردم نیز به امید شعارها و تبلیغات پر طمطراق نامزدهای اصلاحطلب و

زوایه داشتن آنها با حاکمیت و به منظور رهایی و نجات از آن اوضاع رقتانگیز به سمت صندوقهای رأی سرازیر گشتند و چنین تصور کردند که باز با روی کار

آمدن افرادی نظیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی درهای بهشت به روی آنان گشوده خواهد شد و یا به مدینهای فاضله دست خواهند یافت!
مردم قصد داشتند که با برنامهای که در متن رژیم طراحی شده، و اجرا و برگزاری و تمام سناریوهای آن توسط رژیم بوده است خود رژیم را تغییر دهند! و این در

حالی است که اکثریت شرکت کنندگان جملهی معروف محمد خاتمی به عنوان رأس و بنیانگذار اصلاحات پس از هشت سال ریاست تحت عنوان «ما

تدارکاتچی بیش نبودیم » را هنوز در خاطر داشتند!

مردم اما از عمق خباثت و استبداد رژیم غافل بوده و به درستی ماهیت آن را نشناخته بودند چرا که حکومت توتـالیتر ولایت فقیه حتی حاضر به پذیرش نتیجهی

انتخاباتی که نامزدهای آن از فیلتر شوای نگهبان گذشته بودند و بارها به تأیید سران رژیم رسیده و خدمات آنها برای حاکمیت به اثبات رسیده بودند، نیز نبود. پس

بر این پایه بـا طراحی و اجرای تقلبی بزرگ! نتیجه را به نفع نامزدی کـه به رهبری و باند وی نزدیکتر بود تغییر دادند تا چهار سال تمام دولتی بیتدبیر،

خرافهگستر و سفاهت پرور با تکیه بر عرش معلای ریاستجمهوری اموال و اقتصاد چند ده میلیون نفر را به غارت ببرد و کیسهی تازه به دوران رسیدهها را

لبریز نماید و بـا بیخردی، تحریمهـای خـانمان سوز را بر مردم تحمیل نماید.

در حقیقت حکومت و شخص علی خامنهای با حمـایت تمـام از احمدینژاد سبب تحمیل دولتی ناکـارآمد، بحران‌زا، گسترش بی‌سابقه فساد سازمان یافته در

پیکره قدرت، تورم، گرانی، بیکاری، ورشکستگی واحدهای تولیدی، کاهش شدید ارزش پول ملی، رفتن بخش اعظم قشرمتوسط شهری به زیرخط فقر، افزایش

چشمگیر آمار فساد و ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، طلاق، به تاراج رفتن منابع طبیعی، رشد منفی اقتصادی، خفقان، سانسور، حبس، حصر و انزوای

بین المللی و قرار گرفتن کشور در معرض تهدیدهای خارجی شد.

بر این اساس میتوان ادعا کرد که 22 خرداد سال 88 نقطهی عطف بزرگی در طول تمام ادوار بعد از انقلاب میباشد چرا که حوادث بعد از آن به روشنی

ماهیت حقیقی رژیم را نمایاند و نقاب از چهرهی واقعی آن برکشید .. جالب اینکه به مردمی که به پای صندوقهای رأی رفته و برای کل حاکمیت جدا از

اختلاف سلیقهها مشروعیت سیاسی در حوزههای بینالمللی و داخلی خریده بودند بالاترین اهانتها و سخیفترین واژهها اطلاق شد و برخی از

معترضان این نتایج نیز به بدترین شیوههای معمول مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفتند!

بعد از به قدرت رسیدن احمدینژاد و گذر زمان و فاصله گرفتنش از بیت رهبری، وی و اطرافیانش که زمانی نور چشم رژیم و خامنهای بودند به یکباره انحرافی

و فراماسونر اطلاق شده و با توپخانههای رسانهای وابسته به حکومت و با شدیدترین الفاظ مورد هجمه قرار گرفتند و طی چهار سال گذشته شکاف و

انشقاق به حدی عمیق شد که برخلاف سالهای گذشته که عموماً اختلافات به مردم و اجتماع درز نمیکرد تمامی رسانهها و مردم کـوچه و بازار نیز از آن سخن

گفتند امـا به دلیل اینکه خامنهای و مافیای قدرت وابسته به او تمـام قد از احمدینژاد و تیمش دفـاع کرده بودند چارهای جز تحمل دوران ریاست وی را

نداشتند و با او کجدار و مریز برخورد کردند و اکنون رژیم در روزهای پایانی دولت دهم و با نزدیک شدن انتخابات بعدی قصد ندارد که اشتباه گذشتهی خود

را تکرار کند.
بر این اساس با مهندسی شورای نگهبان که امروزه تبدیل به اهرمی سیاسی برای برآوردن منویات سلطان و بدل به دبیرخانه اجرایی بیت رهبری شده، نامزدهای

نهایی انتخابات را دستچین و جملگی را از افراد ذوب در ولایت! برگزیدند تا بتوانند با یک بانده کردن انتخابات و زمینه سازی برای انتصاب بی دردسر کاندیدای

مطلوب بیت رهبری افسار دولت را نیز به دست بگیرند تا با معیت مجلس که عملاً به شعبهای از دفتر رهبری مبدل شده و قوهی قضائیه که خود دست

نشاندهی رهبر است حکومتی یکدست و یکپارچه بسازند تا یک‌دستی حاکمیت اقتدارگرا و استبداد مطلقه فردی، تداوم بیابد و راحتتر بتوانند اموال مردم را

غارت و چپاول  نموده و فضایی سنگین و امنیتی دست و پا کنند! بر این اساس بسیاری از رجال سیاسی منتقد، از جمله هاشمی رفسنجانی که به قول برخی

رسانهها معمار و شناسنامهی انقلاب بود نیز قربانی تیغ تیز فیلترینگ شورای نگهبان شد، ارگانی که بازیچه بودن آن در دست خامنهای و باند تمامیتخواه

وی یکی از نادر محورهای مورد توافق همه گروههای ذینفع در جمهوری اسلامی است.

بسیاری از مردم که قبل از ثبتنام رفسنجانی انگیزه و اشتیاقی برای آمدن نداشتند با اعلام نامزدی وی به یکباره ذوق زده شده و قصد داشتند تا برای پیروزی وی

در این انتخابات شرکت کنند اما رژیم با درس از تجربهی تلخ گذشته، علاج واقعه را قبل از وقوع کرد و با رد صلاحیت وی شوق و نشاط مردم را به یأس و

ناامیدی مبدل کرد که البته این موضوع مؤید نفرت و خستگی مردم از رژیم است چرا که زاویه داشتن هر شخصی با خامنهای و باند قدرت وی سبب محبوبیت

او بین مردم خواهد شد.

مرد قدرتمند سالهای گذشته که در تار و پود انقلاب تنیده شده و با نفوذ و هژمونی خود و با طرح برنامهای مکارانه توانسته بود خامنهای را به رهبری ایران

برساند اکنون دیگر در بین خودیها جایگاهی ندارد و این موضوع نشان از این واقعیت تلخ دارد که سکان اصلی صحنهی سیاست و قدرت در دستان افرادی

بسیار تندرو و ناشکیبا با تفکراتی سلطهگرایانه، خودمدارانه و شوونیستی است که خود را قیم و مهتر ملت و صاحب مملکت و مالک الـرقاب مردم و جان و مال

و ناموس آنـان میدانند و به حدی در حب جاه و کبر جلال و جبروت قدرت سرمست شدهاند که به هیچ عنوان حاضر به تقسیم قدرت با کسانی که با خودشان

کوچکترین اختلاف فکری دارند نمیباشند و حاضر به شنیدن کمترین انتقادات و یا اندک فضای باز سیاسی نیستند و این موضوع طلیعهی فضای استبدادی و

امنیتی در آیندهای نزدیک خواهد بود.

تئوریسینهای ولایت مطلقهی فقیه که برخلاف عربدههای دروغین خود اعتقاد چندانی به دموکراسی هم ندارند و بیشتر قائل به سرکوب، دیکتاتوری و

خشونتاند وقتی نتوانستند در کوتاه مدت با تغییر در قانون اساسی، نظام نخستوزیری و پارلمانی - ریاستی مد نظر خود را اجرایی سازند تصمیم گرفتند با

کنترل و مهندسی آرای افراد مورد نظرشان در صحنه بمانند و لو این مسئله منجر به عدم مشارکت مردم شود؛ با نگاهی به گذشتهی نامزدهای انتخابی میتوان

این مهم را دریافت:

سعید جلیلی نماینده خامنه‌ای در شورای امنیت ملی و خانهزاد بیت رهبری است، حسن روحانی دومین نماینده خامنه‌ای در این شوراست، علی اکبر ولایتی مشاور

امور بین‌المللی خامنهای‌است، غلامعلی حداد عادل مشاور عالی خامنهای و پدر زن مجتبی خامنهای است، محمد باقر قالیباف شهردار منصوب و مستقیم  

خامنه‌ای در تهران است [این مطلب از سخنان خود قالیباف است که طی سخنرانی ضبط شده بیان داشته که محمدی گلپایگانی از طرف خامنهای مستقیماً وی را

به این سمت برگزیده است] محسن رضایی مستقیما منصوب از طرف خامنه‌ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام است، محمدرضا عارف از معدود شبه

اصلاح‌طلبانی است که هنوز به بیت خامنهای رفت و آمد دارد و منصوب وی در مجمع تشخیص مصلحت است، اگر چه برخی بر این باورند از باب  خالی نبودن

عریضه و برای توجیه کار شورای نگهبان در رد صلاحیت هاشمی و دیگر اصلاحطلبان؛ عارف کـه منتهای حد تحمل افراطیون میباشد نیز در این لیست قرار داده

شده است البته لازم به ذکر است که اخیرا عارف و حداد از رقابت با نامزدهای هم جناحی خود انصراف دادهاند.

با انتخاب این لیست از جانب شورای نگهبان بارقههای امید مردم ایران که تصور میکردند شاید بتوانند با انتخاباتی دوباره اوضاع سیاسی و اقتصادی را تا حدی

اصلاح نموده و فضای سیاسی و امنیتی کشور را از حالت انسداد محض تا حدی به سمت و سوی آزادی پیش ببرند، از بین رفت.

در بیان میزان تنگنظری، انحطاط، رکود و جمود اندیشهی سران نظام و بسته بودن مکتب فکری رژیم فاناتیک ولایت فقیه همین بس کـه دستهای پشت

پرده و باند افراطیون مطلقگرای حـاکم که میخواهند فعال مایشاء باشند و هیچ تشکل سیاسی مستقل و مخالفی را هم بر نمیتابند حتی به لیست خودی

ها هم بسنده نکرده و قصد دارند با ابزارهای مختلفی که در دست دارند و حتی شاید با تقلبی بزرگ از میان 6 نفر نامزد باقی مانده در لیست، گزینهی مورد

نظر خود را به مردم تحمیل کنند.

البته باید این مطلب را مورد نظر قرار داد با توجه به نقش پر رنگ دولت و وزارت کشور در برگزاری انتخابات به منظور تقلب گسترده، همکاری دولت هم نیـاز

خواهد بود، بسیاری از محللین و مبصرین سیاسی چنین تحلیل میکردند که با توجه به وجود چنین اهرمی در دست دولت، احمدینژاد خواهد توانست رحیم

مشایی را از فیلتر شورای نگهبان رد و پروژهی پوتین ـ مدودف را اجرا کند اما بعد از سکوت معنادار احمدینژاد چنین به نظر میرسد کـه سران رژیم با دولت

تبانی کرده و به توافق رسیدهاند، که در چنین وضعی خواهند توانست همچون دورهی قبل به راحتی فرد مورد نظر خود را به قدرت برسانندکه با این اوصاف

فضای سیاسی حداقل در چهار سال آینده را باید فضایی هراسآور، استبدادی و بدور از هرگونه نشاط و خوشحالی دید؛ واقعیت امر این است که عقبهی حاکم

که در خصوص اَعمال ضد انسانی خود در قبال ملت حاضر به پاسخگویی نیستند و حاکمیت آنها بدور از عقلانیت و منطق میباشد تنها با ژئوپلیتیک هرج و مرج

و بحرانسازی و دشمنتراشیهای بیمورد که جزء لاینفک دکترین امنیت آنهاست قادر به حکومت هستند که این موضوع البته در مناظرهی نیم بند

نامزدها در خصوص سیاستهای داخلی، خارجی و عدم تمایل به حل مسائل هستهای و تحریمهای خارجی تا حدودی مشخص شد  بنابراین برای ریاست

قوهی مجریه هم باید به دنبال فردی مصلوب و بی اراده باشند که آلت دست رهبر و اطرافیانش باشد.

در این بین، رسانههای حکومتی از جمله صدا و سیما هم وقیحانه با پخش برنامههای متعدد از جمله مناظرات مضحک تلویزیونی که مورد تمسخر مردم نیز قرار

گرفته است خواهان مشارکت حداکثری مردم در انتخابات هستند کأنه مردم تقلب بزرگ چهار سال پیش و اهانتهای مسئولان رژیم را فراموش کردهاند و یا

هدایت و فرماندهی انتخابات فرمایشی کنونی را درک نمیکنند! در این راستا رسانههای وابسته و صدا و سیما با گشودن بسیار محدود فضای انتقادی از برخی

سران رژیم و با در نظر گرفتن خطوط قرمز، درصددند که همچون انتخابات پیشین با سیاهنمایی، فضایی باز را به مردم داخل و جوامع بینالمللی القا نمایند و

چنین وانمود کنند که مردم به لحاظ آزادی بیان مشکل خاصی ندارند اما مردم ایران خاطرات تلخ گذشته و خفقان و بایکوت دوره و دورههای قبل را هنوز از

اذهان خود پاک نکردهاند و دست حکومت را از این حقهبازی تبلیغاتی و دورویی سیاسی خواندهاند، البته حکومت با تکنیکهای دیگری از جمله تجمیع

انتخابات شوراهای شهر و روستا درصدد کشاندن مردم به پای صندوقها هستند.

با این اوصاف هنوز بسیاری از مردم و گروههای سیاسی مخالف و اپوزوسیون شرکت در این انتخابات دستوری را تحریم نکردهاند و گمـان میکنند با ریاست

افرادی نظیر روحانی که تا حدی منعطف و میانهرو محسوب میشود و به آرمانها و افکار اصلاحطلبانه و علی الخصوص تفکرات هاشمی پایبند است

خواهند توانست با رفرم سیاسی به اوضاع اقتصادی و فرهنگی هم سر و سامان بدهند بر این اساس همواره مردم را به حضور در پای صندوقهای رأی فرا می

خوانند و این در حالی است که مردم  با تجربهی سالها و دورههای گذشته علی الخصوص دولتهای نهم و دهم تمایل چندانی به مشارکت ندارند و برخی

هم مذبذب مینمایند پس با این وضعیت مردم چه کنند؟

نخست مردم باید بدانند کـه رئیس جمهور اختیارات محدودی دارد کـه فقط در همان چارچوب خواهد توانست به افکار و شعارهای خود جامعهی عمل بپوشاند

چرا که بر اساس قانون اساسی شخص اول کشور رهبر است کـه سیاستهای کلی و کـلان را چه در زمینههای داخلی و چه در عرصههـای بینالمللی تبیین و

مشخص میکند و رئیس قوهی مجریه نیز باید دنبالهرو و مطیع اوامر وی باشد؛ رهبر است که بازوی نظامی [سپاه، ارتش و سایر نیروهای نظامی و انتظامی] و

قدرت سیاسی [مجلس و سایر ارگانها] و رسانه [صدا و سیما و سایر مطبوعات] را در اختیار دارد، بنابراین تغییر و تحول اساسی در حوزهی مسائل داخلی و یا

سیاست خارجی از جمله مراودات بینالمللی و مسائل هستهای و... که تأثیر عمیقی بر سرنوشت ما دارد تنها با چراغ سبز وی حل و فصل خواهد شد، مردم بعد

از سه دهه باید بدانند که تفاوت چندانی مابین نامزدها نخواهد بود چرا که سیاستهای نظام در وجوه عمده در مراکز دیگری تصمیمگیری و اجرا میشود

اگر چه نامزدی به نفع رژیم خواهد بود که در عین حال کمترین تنش را و لو در مسائل کوچک با آنها داشته باشد.

بر این اساس هرگونه شعار و یا تبلیغات پر طمطراق انتخاباتی که از طرف نامزدها شنیده میشود که حاوی مسائل اساسی کشور و تعیین سرنوشت ملت است

اگر با همراهی خامنهای و البته باند منسوب به وی همراه نباشد در همان حد شعار باقی خواهد ماند، موضع رفسنجانی  که حضور و حل مسائل کشور را به

موافقت و همراهی رهبر منوط کرده بود حـاکی از همین واقعیت است و نکتهی قابل توجه اینکه خامنهای و افراطیون پیرامون وی تحت هیچ عنوان حاضر به

کوتاه آمده از منافع سیاسی، اقتصادی، نظامی و فکری خود نیستند و همین موضع سبب میشود که محمد خاتمی بعد از هشت سال ریاست قوهی مجریه عملاً

به تدارکاتچی بودن خود اعتراف میکند و دولت احمدینژاد هم بعد از هشت سال مسئولیت علناً اعلام میکند که برخی قدرتها مانع کار وی هستند.  

این کارشکنیها تنها محدود به این دو نفر نیست چرا که از ابتدای شکلگیری رژیم منحوس ولایت فقیه تمامی رؤسای جمهور در انجام وظایف خود با مشکل

روبرو بودهاند. بازرگـان به غربگرایی، بنیصدر به نفاق، هاشمی به فتنهگر، خاتمی و موسوی به جاسوس و برانداز و احمدی نژاد به فراماسونر و جریان

انحرافی متهم شدند در صحت و سقم این اتهامات وارد نمیشویم اما اینکه هر رئیسجمهوری پس از سالها خدمات به ولی فقیه و اطرافیانش منفور و مطرود

میشود نشان از تفکرات خودبرتر بینی و سلطهگرایانهی افرادی دارد که قدرت و سیاست را ملک طلق خود میدانند و حتی به رؤسای جمهور هم رحم

نمیکنند. پس آیا این افراد هیچ ارزش و احترامی برای عوام و ملت خود قائل خواهند بود؟

پس اگر مردم به دنبال تغییرات اساسی در سرنوشت خود و خواهان خروج از این اوضاع خفتبار میباشند باید اقدامی ریشهای و اساسی انجام دهند و آن به

زیر کشیدن سلطان و اطرافیان فاسد وی است، یعنی همانکاری که همسایگان ما و ملتهای تونس و مصر و... انجام دادند و گام اول این حماسه تحریم و عدم

مشارکت در این شوی فرمایشی و به زیر کشیدن مشروعیت نیمبند، هیمنه و اتوریتهی پوشالی جمهوری اسلامی است چرا کـه بنا به گفتهی احبـار و رهبـان

رژیم هر رأی کـه به صندوقها سرازیر میشود صرف نظر از اینکه نام چه کسی باشد و یا حتی سفید به صندوق برود قبل از هر چیز مشروعیت و انتخاب نظام

غیر دینی و غیر مردمی ولایت فقیه است و رأی دادن به رژیم، حاکمیت مستقر را در ادامه رویه‌های مخرب ضد دینی و ضد مردمی خویش و تحمیل خسارت‌های

جبران‌ناپذیر بر مردم مصرتر و مصمم‌تر خواهد کرد.

بنابراین نباید برخی گمان ببرند که با روی کار آمدن فلان نامزد اصلاح طلب درهای بهشت به روی آنان گشوده خواهد شد و یا اوضاع و احوال کشور تغییر چندانی

خواهد کرد ملت ما در دوران هر جناح حاکم مشقت و رنج و حرمان را تحمل کردهاند و هر بار و در هر برههی زمانی وعدهی دوران ریاست جمهوری بعدی

به آنان داده شده است و این در حالی است که نه تنها در زمان ریاست بعدی اوضاع بهتر نشده بلکه سختی و عذاب آنان چندیدن برابر شده است و سران

اصلاحات هم تنها به فکر کسب قدرت سیاسی و بازگشت به آغوش حکومت هستند و در دوران خود نیز هیچ عَرضه و عُرضهای ارائه نکردهند و انتقادات آنها

از برخی سران رژیم به دلیل طرد شدنشان از چرخهی قدرت است وکاری به درد مردم ندارند.

مردم نباید اختلافات طبقاتی، اشرافیگری ، فساد اقتصادی، رانتخواری، ریاست اغیار وآقازادهها و هزار فامیلی در دوران سازندگی یا اصلاحات را فراموش

کنند. در آن دوران مردم تنها ابزاری برای قدرت سران اصلاحات بودند که بر ثروت و قدرت خود بیفزایند آیا رفسنجانی که امروز به زعم بسیاری از عوام به ناجی

ملت مبدل شده همان کسی نیست که خامنهای جنایتکار را به قدرت رساند؟ و آیا وی در دوران قدرتش ناظر و آمر بسیاری از قتلهای سیاسی نبود؟
مردم و خصوصاً قومیتهای مختف از جمله اهلسنت که بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل میدهند و آرای بسیار بالایی نیز دارند در دوران کدام

جناح به قدرت، منزلت و احترام رسیدند؟آیا پس از انتخابات با آنها برخوردهای امنیتی صورت نگرفت و باز در فقر و محرومیت خود رها نشدند؟ مردم باید بدانند

کـه هم اصلاحطلبان و اصولگرایـان کلوبهایی برای کسب قدرت سیاسیاند و برای این کـار و در آستانهی انتخابات با واژههایی همچون حقوق

شهروندی، آزادی عقیده و بیان و معیشت و منزلت و... تنها درصدد فریب مردم بوده و هستند.

حال که رژیم با دست و پا زدن در مشکلات اقتصادی و سیاسی و فشارهای بیامان قدرتهای جهانی و تزلزل بیسابقه در منطقه به دلیل حمایتهای

دیوانهوار از رژیمهای سفاک در حال اضمحلال و انحطاط است و در بین ملتهای منطقه آبرو و مشروعیت خود را از دست داده است بیایید با تحریم

انتخابات ضربهی دیگری به پیکر نیمه جان این جرثومههای فساد بزنیم و با عدم مشارکت در این انتخابات صوری به ملتهای منطقه نیز اعلام کنیم که

حساب ما با این رژیم خونخوار جداست.
 

FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH